Golestan Quran


از دیر باز قرآن کریم و تعالیم آسمانی و الهی، با ادب و فرهنگ فارسی پیوندی دیرینه داشته است قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی و دینی ما، همواره الگوی شاعران و نویسندگان بوده است.

به جرات می توان گفت در ادب فارسی کمتر اثری را می¬توان یافت که رنگ و بوی از قرآن در آن مشاهده نشود. در این پایان¬نامه تاثیر قرآن بر شعر و شاعران معاصر برسی می¬شود و از آن میان سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو و سیمین بهبهانی را برگزیده¬ایم.
زبان و فرهنگ فارسی با قرآن کریم و مضامین دینی و اخلاقی عجیم شده است. می¬توان گفت شاعر یا نویسنده وقتی قلم به دست می¬گیرد و خلق اثری می¬پردازد، خواسته یا ناخواسته از مضامین دینی و اخلاقی در شعرش استفاده می¬کند؛ یعنی حتی اگر به عمد هم در خلق اثر از قرآن یا مضامین دینی استفاده نکند، چون این¬گونه مضامین با زبان و فرهنگ ما آمیخته شده است؛ پس خواه¬ناخواه رد پایی ازدین واخلاق و آیات کتاب آسمانی¬مان در آن اثر مشاهده می¬شود.
و می¬توان گفت اثر ادبی که در آن درپایی از قرآن و مضامین دینی و اخلاقی مشاهده شود ماندگارتر می¬شود و از نفوذ و تاثیر¬پذیری بیشتری برخوردار می¬شود. در این پژوهش، پاسخ این پرسش را می¬خواهیم به دست بیاوریم که این شاعران تا چه اندازه از قرآن کریم تاثیر پذیرفته¬اند.

مختصری درباره «تلمیح» توضیح می¬دهیم:
تلمیح در لغت به معنای: اشاره کردن به چیزی یا حادثه¬ای در خلاصه¬ترین شکل آن است.
تلمیح یکی از امکانات شاعر در بیان است. شاعر، آیه¬ای، قصه¬ای، حکایتی، حدیثی، یا شعر یا بیت معروفی را در شعر خود به¬کار می¬برد. تلمیح باعث می¬شود تخیل شاعر گسترده¬تر شود. تلمیح اطلاعات زیادی را در شعر گرد می¬آورد و برای خواننده شعر ضرورت دارد که به آن معلومات آشنا باشد تا فهم شعر برایش آسان¬تر شود تلمیح باعث مرتبط شده ذهن شاعر و ذهن خواننده می¬شود و فهم شعر را آسان¬تر می¬کند. سیمین بهبهانی و مهدی اخوان ثالت دایره وسیعی از تلمیحات دارند و این یکی از ویژگی¬های سبکی آنها محسوب می¬شود.    
در این مقاله اندک به بررسی اشعار سیمین بهبهانی و مهدی اخوان ثالث می¬پردازیم. و ابتدا به¬عنوان شاهد مثال، ابیاتی از این بانوی بزرگ شعر پارسی را ذکر می¬کنیم و هم¬چنین در ادامه، ابیات و تلمیحاتی از شاعر گرانقدر، مهدی اخوان ثالث می¬آوریم.  درپایان خاطرنشان می¬شود که این مقاله معرفی کوتاهی از پایان¬نامه کارشناسی ارشد است و بنا به اقتضاعات مجله از شرح و بسط ابیات و آیات خود¬داری نمودم.
   
ذکر چند نمونه از خطی ز سرعت و از آتش:
آزمون طاقتم را، مهر طلعت برفروز
تا چو موسا افتد از پا مردم مدهوش چشم   
«وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ  قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي  فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا  فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ»  اعراف / 143 ، این بیت، به میقات موسی اشاره دارد.
شد غرق شکوفه سیب و دل نیز
حوّای همیشه بیقرار است
درخت سیب، زانو پیش سرو آن گونه خم کرده
که حوّا تحفه یی بهر فریب آدم آورده
«وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ  فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ  وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٠﴾قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ  وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾. اعراف/ 19 تا 25
«وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ  وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ  وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿٣٧﴾» بقره/ 35 تا 37
 این شعر، اشاره دارد به داستان آدم و حوّا و درخت ممنوعه که به روایتی سیب بود و آدم و حوّا از آن خوردند و از بهشت رانده شدند. در آیات 19 تا 25 سوره اعراف و آیات 35 تا 37 سوره بقره به آن اشاره شده است.
طهور جام شوکران
نصیب شد به طاهران
به نوش آن پیمبران
سلامی آشنا کنم.....  
«عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ  وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» انسان/ 21
باز بهار است و جهان خرّم است
باد پریسا تن و عیسا دم است
اشاره دارد به زنده کردن مردگان توسط عیسی مسیح
«إِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا  وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي  وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي  وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي  وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ» مائده/ 110
بر اوست خدا سوگندش
چون پاس نمی دارندش:
این قوم ستم پرور را
تیغی_ چو قلم_ بر سر کو؟
«ن  وَالْقَلَمِ وَمَا »  قلم/ 1

او واژه «فتح» است
نزدیک شد- باری-
«نصر من اللهت»
او معنی«فضل» است
آری «مجاهد» را
قدری عظیم ار هست
بی این مقدّر نیست
بیت اول اشاره به نام سوره فتح دارد. بیت دوم اشاره به آیه 13 سوره صف:
 «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّـهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ  وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ»
و بیت سوم اشاره به آیه 97 سوره نساء دارد:
 «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ  قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ  قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّـهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا  فَأُولَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ  وَسَاءَتْ مَصِيرًا»
آن شکافنده
هر چه دارد سرخ
دانه اش،خاکش  خاکدانش نیز
فاطر به معنای شکافنده از نام های خداست و در سوره¬های:
«قُلِ اللَّـهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» زمر/ 46  
«قُلْ أَغَيْرَ اللَّـهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ  قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ  وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِين» انعام/ 14
«حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاءُ  وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ» یوسف/ 101
«قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى  قَالُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ» ابراهیم/ 10
«و الْحَمْدُ لِلَّـهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ  يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ  إِنَّ اللَّـهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» فاطر/ 1
«فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا  يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ  لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» شوری/ 11 در قرآن آمده است.
از شکر «ولا تُلقوا»
غافل شدنت اینک
کفران تن افکندن
در مهلکه ی جنگ است!...  
«وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ  وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» بقره/ 195
خصم اگر با نشان بولهبی است
با شما آیت «سیصلی» هست
ابولهب عموی پیامبر بود که او و همسرش بسیار کارشکنی علیه پیامبر کردند و در سوره تبت آیات 1 تا 5 به ابولهب و همسرش و دشمنی آنها با پیامبر اشاره شده:
 «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿١﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿٢﴾ سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿٣﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿٤﴾ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ﴿٥﴾»
بر هستی تو دلیلی
باید ضمیر جهان را:
نعلی بسای به سنگی
تا آتشی بجهانی      
«وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا. فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا» عادیات 1و2
ذکر چند نمونه از کتاب ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم اثر شاعر گرانقدر مهدی اخوان ثالث:
همانا در رسد روز قیامت
که ممدود است واوصافش فزونا
چوبازار مکافات است،هرمرغ
به پای خویش گردد سرنگونا
رسد «ساعة» به وقت و ساعتی نیست
در آن یستقدمون، یستأخرونا
نه کس از جرم ما پرسد شما را
«ولا تسیل عما تعملونا»
بیت سوم به آیه 30 سوره سبأ «قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ»
 و بیت چهارم به آیه 25 سوره سبأ «قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ» اشاره دارد.
عذاب سخت دوزخ وعده دارند
تبهکاران و کفار حرونا
به قرآن این¬چنین فرمود و حق است   
«اولئک فی العذاب محضرونا»
«وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَـئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ» سبأ/ 38
آنکه پند و حکم گونه گون گفت
«اکثر الناس لا یعلمون» گفت
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» سبأ/ 28
کسی کاو درآید به دین خدا
به عمر ار همه راه حق بسپرد  
کسی را نیازارد از پور وپیر
زن ومرد بینند از او مردمی    
فتاده زپا را شود دستگیر
به روز جزا هم بود بی هراس
«فسوف یحاسب حساباً یسیر»
در بیت اول قدیر یکی از نام های خداست که در آیه 54 سوره روم آورده شده:
 «اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً  يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ  وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ»
 و بیت چهارم نیز به آیه 8 سوره انشقاق «فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا» اشاره دارد:
یقین تصریح قرآن مبین است  
«سکینه فی قلوب المؤمنین است»
«هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ  وَلِلَّـهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّـهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» فتح/ 4
آنکه قرآن مجیدش بی شک            
مؤمنان را چه بسی وعده و وصف
کرده، گر زانکه وضیعند و شریف
«الذین یرثون الفردوس»
اینچنین نیز کندشان توصیف        
«الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» مؤمنون/ 11
گفت یزدان شنو ز الرحمن  
ای زن ای مرد، پیر یا که جوان
دل به دنیای دون منه هرگز  
بشنو: «کل من علیها فان»     
«وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ» الرحمن/ 27
آنان که در طریق خدا کشته می¬شوند      
هرگز گمان مدار، که نابود و مرده¬اند
بل زنده اند، زندۀ جاوید و جملگی      
گوی شرف ز عرصۀ آفاق برده¬اند
نقد وجود بر کف دستان و با خلوص     
 جان عزیز خویش به جانان سپرده اند
بر خوان عشق دوست، گرانمایه میهمان  
رزق بقا خورند، بدان سان که خورده¬اند   
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا  بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» آل عمران/ 169
وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّـهُ رِزْقًا حَسَنًا  وَإِنَّ اللَّـهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» حج/ 58
کرم مرتضی علی(ع)، کرما
دست گیرد تو را به یوم تناد    
«وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ» غافر/ 32
غربی جرّاره شرق اوبار و مردم خواره اند
رسمشان هر اسم دارد، جز که بلهم نیست، هست؟  
«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَـئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ  أُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» اعراف/ 179
در پایان نتیجه¬ای که از مطالعه و بررسی آثار این شاعران گرانمایه ـ که در بالا از آن¬ها سخن رفت حاصل می شود ـ این که: زبان قرآن و زبان فارسی هم¬چون دو برادر، توأمان در آثار شاعران پیش می¬روند و آن¬چنان با هم عجین شده¬اند که نمی¬شود بینشان مفارقتی ایجاد کرد. ناگفته نماند مطالعه ادبیات کهن و معاصر، بدون اطلاع و آگاهی از قرآن و فرهنگ اسلامی امکان¬پذیر نیست و باید برای درک هرچه بیشتر و بهتر آثار ادبی، به فرهنگ قرآنی کاملا واقف و آگاه بود.
منابع:
قرآن کریم
دهخدا، علی¬اکبر. لغت نامه.
شمیسا، سیروس. (1378). فرهنگ تلمیحات ،چ6 ، تهران: فردوس.
ابومحبوب، احمد . (1387). گهواۀ سبز افرا، چ 2، تهران: ثالث.
بهبهانی، سیمین. (1382). مجموعه اشعار ، تهران: نگاه.
اخوان ثالث، مهدی. (1391). ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم، چ 10، تهران: زمستان.

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

Back to Top

Golestan Quran
Template Design:Zand Group