Golestan Quran

دریافت شماره های منتشرشده

دانلود آخرین شماره (اسکن کنید)

Qr Code

سایت های مرتبط

 

با ژرف اَندیشی در مفاهیم بلند قرآن کریم، این حقیقت را به خوبی میتوان دریافت که این کتاب آسمانی تا چه میزانی با بهره گیری از یک سری اصول معرفت شناختی به آگاه سازیِ خردهای آدمیان می پردازد.

بررسی مفاهیم: «حقیقت»،«خیر»(=خوبی)و«جَمال»(=زیبایی)

دربافت قرآنی
برگرفته از کتاب «مَضمونُ القرآن الکریم فی قَضایا الإیمان و النُّبُوَّة و الأخلاق و الکَون»
تألیف قرآنپژوه، فلسفه شناس و دانشور معاصر جهان عَرَب
شادروان استاد دکتر محمّد عبدالهادی أبورَیـدَة(1991-1909م)
  برگردان، گزینش و پینوشتها
بـه کوشش: علیرضا بهاردوست
پیشگفتار
با ژرفاَندیشی در مفاهیم بلند قرآن کریم، این حقیقت را به خوبی میتوان دریافت که این کتاب آسمانی تا چه میزانی با بهرهگیری از یک سری اصول معرفتشناختی بهآگاهسازیِ خردهای آدمیان میپردازد.قرآن کریم بصیرت و آگاهیِ شخص مسلمان را از این امور فِطری سرشار میسازد: دانشدوستی، درک لذّت شناخت و حقیقت تقوا، و نیز منزلت والای او را در میان دیگر مخلوقات و جایگاه و موقعیّتش را در این جهان هستی که او را دربرگرفته مشخّص میسازد؛ و همزمان به آدمی میفهماند که در حیات دنیوی و بهرهگیری از زیورها و خوراکیجهای پاکیزهی آن، چه جایگاهی باید داشته باشد.
  اثرگذاریِ آیات قرآن بر خِرَد و جان شخص مسلمان، تنها تأثیر صِرف مجموعهای از کلمات سرشار از معانی ژرف و بسیار نیست، بل آنگونه که خدای متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر(ص) میفرماید، بسیار فراتر از این است:
«وَ کَذَلِکَ أوحَینَا إلَیکَ روُحاً مِن أمرِنَا مَا کُنتَ تَدرِی مَا الکِتَابُ وَ لاَ الایمَانُ وَ لَکِن جَعَلنَاهُ نوُراً نَهدِی بِهِ مَن نَشَاءُ مِن عِبَادِنَا وَ إنَّکَ لَتَهدِی إلَی صِراطٍ مُستَقِیمٍ * صِراطِ الله الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَ مَا فِی الأرضِ ألاَ إلَی الله تَصِیرُ الأموُرُ.»[شوری/52-53].
ترجمه :و همینگونه، روح [یا حقیقت]ـی را از امر خودمان به سوی تو وحی کردیم. تو نمیدانستی کتاب چیست؟ و نه ایمان[کدام است؟]ولی آن را نوری گردانیدیم که هرکه از بندگان خود را بخواهیم، به وسیله آن راه مینماییم و به راستی که تو بهخوبی به راه راست هدایت میکنی * راه همان خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست. هُش دار که همه کارها به خدا بازمی گردد.
[براساساین آیات] قرآن«حقیقت» و«روح»ـی است فروفرستاده از جهان غیب که درجانهای پاکیزه وآمادهی پذیرشِ حَقّ جاری میگردد. قرآن با بهرهگیری از حقایقِ آن جهانی[=جهانِ غیب] که قوام خِرَد و جان آدمی بدان وابسته، خِرَدها را روشنایی و جانها را حیات میبخشد.
  بیتردید تنها خدای یکتاست که بر معانی قرآن کریم اشراف دارد؛ همان کتاب آسمانی که سخنی الاهی است و در عین حال «حقیقتی آشکار»(ر.ک: نمل/79) و هیچ آفریدهای را توانایی آگاهی از بخشی از آن یا درک مفاهیم دقیق آن نیست؛ولی خدای متعال آدمی را با مخاطب کلام خویش قرار دادن مفتخر ساخته، تا از رهگذر آن، اصول و حقایق هستی را به او بیاموزد و کرانههای تفکّر و اندیشهورزی را در برابر خِرَد او بگشاید.چنانکه در آیات متعدّد به آدمی فرمان داده تا در آیات این کتاب آسمانی ژرف بیندیشد(برای نمونه، ر.ك: ص/29). بنابراین، هر فردی که از قدرت اندیشه و آگاهی از زبان عربی به گونهی شایسته بهرهمند باشد، مناسب و حتّی لازم است که به قدر توان خویش در مطالعهی آیات این کتاب حکیم نهایت کوشش خویش را بهکار گیرد و مرواریدهای معرفت را از صدف آن استخراج کند. همچنین، بایستی در درجهی نخست از ارشادات الاهی در راه فهم معانی این کتاب مدد جوید .این امر معمولاً با تأمّل در مفاد آیات آن و فهم «قرآن به قرآن»)ر.ک:آل عمران/7)حاصل میآید.در این راستا، طبیعی است که آدمی به فهم صاحبان خِرَد از آیات قرآن مراجعه کند؛ چرا که خود قرآن میفرماید که معانی بلند آن در توالی قرون و با کوششهای عالمان قرآنی و معرفتپژوهان در درازنای تاریخ فهمیده و روشن میشود؛ چنانکه خدای متعال اینگونه به این حقیقت اشاره دارد:
«سَنریهم ءَآیَاتُنَا فِی الآفَاقِ وَ فِی أنفُسِهِم حَتَّی یَتَبیَّن لَهُم أنَّهُ الحَقّ أَوَ لَم یَکفِ بِربّکَ أنَّهُ عَلَی کُلّ شَیءٍ شَهِیدٌ».[فصّلت/53].
ترجمه: بهزودی نشانههای خود را در اُفُقها[ی گوناگون]و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حقّ است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟!
بر این اساس، کتاب«مَضمونُ القرآن الکریم فی قَضایَا الإیمان و النُّبُوَّة و الأخلاق و الکَون» نوشتهی شادروان استاد دکتر محمّد عبدالهادی أبورَیدَة(1909-1991م)، که در اصل به عنوان جلدپنجم از دائرةالمعارفی هفت جلدی با عنوان «قاموس القرآن الکریم»، از سوی مؤسّسة الکویت للتَّقدُّم العلمی نشر یافته، با هدف عرضهداشتِ روح و حقیقتِ کتاب آسمانی قرآن و روش خاصّ معرفتی آن نوشته شده؛ تا خواننده از یک سو با حقیقت و جوهرهی این کتاب آسمانی و روش معرفتی آن آگاه گردد و از دیگر سو دریابد که قرآن کریم چگونه به آدمی حقایق هستی و اَسرار جهان آفرینش را میآموزد و چگونه او را از حقیقت ذات خویش و مسؤولیّتش در زمین و همچنین بسیاری از مسائل علمی و معرفتی دیگر آگاه میسازد.
کتاب، از دو بخش کلّی به ترتیب با عناوین «در پیشگاه قرآن» و «مسائل اساسی قرآن کریم» سامان یافته که هر یک از این دو بخش، چهار فصل دارد. نویسنده در فصل سوّم از بخش دوّم کتاب، به بررسی و واکاوی سه مفهوم از مهمترین مفاهیم اَخلاقیِ به کار رفته در قرآن کریم یعنی مفاهیمِ: «حقیقت»، «خیر»(=خوبی) و «جَمال»(=زیبایی) پرداخته؛ که ترجمهی آن در این شماره از نشریّهی گلستان قرآن به خوانندگان گرامی تقدیم میشود. امّا پیش از آن، مختصری در باب زیستنامهی علمی-پژوهشی مؤّلف کتابمیآوریم.
  محمّدعبدالهادیأبورَیدَةبهتاریخ 24 نوامبرسال1909مدرناحیهی «عریش» ازتوابعاستان «سیناء» درکشورمصرزادهشد. تحصیلات دانشگاهی خود را تا مقطع کارشناسی ارشد در کشورش گذرانده وسپسبرایادامهیتحصیلاتبهکشورسوئیسرفتودرسال 1945م ازدانشگاه «بازِل» اینکشوربهاَخذمدرکدکترانایلآمد. عنوانپایاننامهی ویدرمقطعدکتراایناست: «غزالیوانتقاداتویبرفلسفهییونانی».
دکترأبورَیدَةازسال 1945م تدریسدانشگاهیرادرهماندانشگاهزادگاهشقاهرهآغازکرد. سپسبهترتیبدردانشگاههایعینشمس،کویت (بینسالهای1966 تا 1987م) وهمچنینبهعنواناستادمیهماندردانشگاهپاریسبهتدریسپرداخت.
  وی (به جزعربی که زبان مادری اوست) بهزبانهایانگلیسی،فرانسهوآلمانیکاملاًمسلّطبود؛زبانهایاسپانیولیوفارسیرانیکمیدانستواززبانهایلاتینویونانینیزآنچهراکهبهتخصّصفلسفیویمرتبطبود،بهویژهمفاهیمواصطلاحات،اطّلاعداشت. برایهمیناستکهدرمیانآثارعلمیوی،بهصورتمتعدّدکتابهاونگاشتههایترجمهشدهبهچشممیخورد؛ازآنجملهاست:« تاریخالفلسفةفیالاسلام» تألیفدیبور 1938م؛« مَذهَبُالذَّرَّةعِندَالمُسلِمین» تألیفبینس1945م؛ « الدَّولةُالعَرَببّة» تألیفولهاوزنو..... تمامیاینآثاراززبانآلمانیترجمهشدهاست. هرکسبهتعلیقهها،پینوشتها،شرحهاوتفسیرهاییکهویبراینآثارنوشتهنیکبنگرد،درمییابدکهاوحقیقتاًازحیثعلمیشخصیّتیذواَبعادداشتهوبهاصطلاحامروزین،دانشمندیدائرةالمعارفیبودهاست.درحوزهیتُراثوآثارماندگارنیز،دوجزءازرسائلفلسفیکِندیوشروحمفصّلآن،وهمچنین«دیوانالأصول»أبورشیدنیشابوریبهتحقیقوتصحیحویبهچاپرسیدهاست.
  تلاشعلمی- پژوهشیشادروان استاددکترأبورَیدَةدر سطحیگستردهتر باحضوردربیشترهمایشهاو کنفرانسهایبینالمللیوارائهیتحقیقاتجدیدوشایانتوجّهدرآنهانمایانگشتهاست؛عنوانبرخیازاینتحقیقاتعبارتاستاز:«توحیددراسلام: شرایطونمودهایاجتماعیآن» وین،کنفرانسبیناسلامومسیحیّت،1981م؛ «راهکارهایتولیدعلمیوفلسفی؛منابع،مصادر،موضوعوروشتحقیق»کویت،1981م؛  «تمدّناسلامی،بنیانهاوشاخصههایدینیآن،ومنزلتآندرمیاندیگرتمدّنها» قطر،1980م؛ «نظرگاهقرآندربابمنزلتانساندرهستیوحقوقبشر»،1982م؛ «تفکّرفلسفیدرمیانمسلمانان»کویت،1984م؛ «بررسیگرایشهایصوفیانهدراسلام» الجزائر، 1987م.
  افزونبراینها،ویدردههاکنفرانسعلمیدردانشگاههایکویت،مراکش،اماممحمّدبنسعودومراکزعلمی-پژوهشیدرکشورهایمالزی،تونسوالجزائردربارهی اسلامباارائهیمقالهحضوریفعّالداشتهوجزاین،پژوهشهایفلسفیویدرکنفرانسهایبرگزارشدهدرکشورهایهلند،فرانسه،آلمان،ایتالیاواسپانیاهموارهمطرحبودهاست.
شادروان استاددکترأبورَیدَةسرانجامدرپگاهیکروزیکشنبه،بهسال1412ق/1991مدرکشور فرانسهوفاتیافتودوروزبعددرگورستانجامعاسلامیژنوبهخاکسپردهشد.
  ازجملهآخرینطرحهایپژوهشیشادرواناستاددکتر أبورَیدَة،مجموعهیدائرةالمعارفگونهی«قاموسُالقرآنِالکریم» بودهکهایشانبهعنوانیکیازمشاورانپروژه،جلدپنجمآن، یعنی همین کتابِ:«مَضمونالقرآنالکریمفیقَضایَاالإیمانوالنُّبُوَّةوالأخلاقوالکَون»را تدوینکردهاست.این اثر ارزنده، همراه با پینوشتها و تعلیقههای متعدّد با عنوان:«چیستی حقیقت قرآن؛ بررسی مفاهیم: ایمان، نبوّت، اخلاق و جهان آفرینش در قرآن کریم» از سوی نگارنده به زبان پارسی برگردانده شده و آمادهی انتشار است. نگارنده مراتب سپاس خود را به محضر دانشوران و قرآنپژوهانی چون دوست عزیزم دکتر محسن معینی، ادیب و مترجم نامدار استاد بهاءالدین خرّمشاهی و دکتر صادق عبادی تقدیم میدارد که زکاتعلمراپرداختهوپرسشهاو اِستشارههایاینجانبراچه در باب محتوا و چه در باب ترجمهی اثر حاضر چونان همیشهبارویی گشادهپاسخدادند. البتّه بدیهی است که هر خطا و کاستی در این ترجمه، بر عُهدهی مترجم خواهد بود. امیدوارم که اَهل فَضل از راهنماییها و پیشنهادهای خود در این باب دریغ نَوَرزَند.
************************************
درآمد
«حقیقت»، «خیر»(=خوبی) و «جَمال»(=زیبایی)، از جملهارزشهایوالایاخلاقی در آدمیهستندکهاندیشهیبشررادرطولتاریخ،چهدردینوفلسفهوچهدرحوزهیعلومتجربیهمواره بهخودمشغولداشتهاند.هریکازاینارزشهابهنوبهیخود،بایکویژگیجوهریدرطبیعتانسانتناسبدارد؛همچنانکهازمنظرروششناسیوزمینهیبحث نیز،موضوعیبرایعلومتجربیوفلسفهقرارمیگیرد.
بنابراین،«حقیقت» همان نقطهینهاییوغایتعقلاست؛بههنگامبحثازعلمومعرفتبنابرروشهایتفکّرصحیح(علممنطقوروشهایتحقیق). و «خیر»(=خوبی) سمبلارادهیبرتردررفتاربشریاست(در علماخلاقوفلسفهیاخلاق). «خیر»(=خوبی) نیز اَمریاستقابلتصوّربرایآدمیودروجودانسانیکحسّویژههستکهارزشآنرادرکمیکند؛امّا«جَمال»اَمریاستکهروحآدمیآنرادرککردهوبدانشادومسرورمیجشود؛البتّه فزونترازدرکاینمسألهکه«جَمال»،همان«جَمال»استوادراکآنلذّتوبَهجَتیدرونیرابههمراهدارد،هیچگونهتحلیلواستدلالعقلانیبرآنانجامنمیگیرد.
اینارزشهایوالا،درتاریختفکّردینیوفلسفیهمواره بایکدیگردارایارتباطبودهودرشناساندنوتعریفیکدیگربهکارمیروند.بهاینترتیب،«حقیقت» همان «خیر» و«جَمال» استو«جَمال» نیز، همان«حقیقت» و«خیر».
برایمطالعهوبررسیاینارزشها،بایستیازمصادیقخارجیومحسوسآنهاگذرکردوبهسویجهانبالااوجگرفت. درنهایت،جملگیاینارزشهادرمنبعوسرچشمهی عظیموجود (ذاتباریتعالی) بهیکدیگرمیپیوندند؛چراکههمهیآنهاازصفاتلایتناهیخدای یگانهسرچشمهگرفتهاند.
گفتار یکم: بررسی مفهوم «حقیقت»
  «حقیقت» درفرهنگاَعرابپیشازاسلامدارایمعانیمختلفیبوده است.آنانازمفهوم«حقیقت»،بیشترتأثیراتخارجیآنرادرنظرمیگرفتند؛چرا کهاَهلبحثهایدقیقنظریوفلسفینبودندوتنهادرکیفِطری،غَریزیومحسوسازارزشهاداشتندکهشرایطومقتضیاتزندگیبرآنانواجبساختهبود.
بدینترتیب،آنگاهکهقرآننازلشد،تعبیراتیجدیداز«حقیقت»-چهازحیثکیفیّتوچهازنظرمیزانودرجه - باخودآورد. البتّهاینتعبیراتتنهامنحصربه مفهوم «حقیقت» نبود،بلکهمفاهیم دیگری چون: «خیر»(=خوبی) و«جَمال»(=زیبایی) رانیزدربرمیگرفت.
باتأمّلیدقیقدرآیاتقرآن،مشاهدهمیشودکهجملگیآیاتقرآنپیرامونمفهوم «حقیقت» درکلّیّهی جوانبوزمینههایآندورمیزند. شایانذکراستابتدابدیننکتهاشارهکنیمکهمحتوایدعوتهمهیپیامبرانورسولانبرمدار«حقیقت» استواربودهاست(ر.ک: بقره/213). همچنین،ازآنجاکهخدایمتعالدرقرآنمیفرماید: «وَبِالحَقّأنزَلنَاهُوَبِالحَقّنَزَلَ» (وآنرابه«حَقّ»فرودآوردیموبه«حَقّ»فرودآمد)،بدینمطلبنیزاشارهداردکه: «حقیقتِ» فروفرستادهشدهبهوسیلهی قرآن،جملگیحقایق[تصریحشدهدرکتابهایآسمانی] پیشینراهمدربردارد؛چه،حقایقمربوطبهاصولاعتقادی،ایمانی و اخلاقی،چهمربوطبهاحکامشرعیوادارهیامورزندگی،وچهحقایقمرتبطباگزارشهاییدربابداستانهایپیامبران. نیزحقایقمربوطبهکیهانشناسیدرجمیعجهاتآنرادربَردارد؛یعنییکسریقواعدکلّیکهبرپدیدههاوموجوداتجهانهستیحاکماست؛چراکهمطالعهوبررسیجهانهستی،یکیازراههاوشیوههادراستدلالبروجودصانِعاست.
بهراستیاینقرآن،هر«حقیقت»ـیراکهمربوطبهآدمیاستوبهذهناوخطورمیکندونیازمندمعرفتوفهمآناست،دربَردارد:
«وَنَزَّلنَاعَلَیکَالکِتَابَتِبیَاناًلِکُلِّشَیءٍوَهُدیًوَرَحمَةًوَبُشرَیلِلمُسلِمِینَ»(نحل/89).
ترجمه: واینکتاب[=قرآن] راکهروشنگرهرچیزیاستوبرایمسلمانانرهنمودورحمتوبشارتگریاست،برتونازلکردیم.
ونیزازآنجاکهقرآنکریمتعالیمخودرابادلایلوبراهینیبرصدقوصحّتآنبیانداشته،خدایمتعالرسولشرااینگونهموردخطابقرارمیجدهد:
«فَتَوَکَّلعَلَیاللهِإنَّکَعَلَیالحَقِّالمُبِینِ»(نمل/79).
ترجمه: پسبرخدای یکتاتوکّلکنکهتوواقعاًبرحقّآشکاری!
همچنین،ازآنجاکهخداییکتاهمانکسیاستکه:«لَهُدَعوَةُالحَقِّ» (دعوت«حَقّ»برایاوست)،بنابراینهموستیگانهموجودیکه«حقیقت» راروشنمیدارد و:«یَقوُلُالحَقَّ» («حقیقت» را میگوید) وهموستکسیکه:«یَقضِیبِالحَقِّ» (به«حَقّ»داوریمیکند).
مطالعهوبررسیمفاهیمواصطلاحاتیکلّیچون«حقیقت» و «خیر»(=خوبی) درقرآن،نیازمنداستقراوواکاویِجملگیِآیاتوبررسیکاربردآنهادرانواعبافتهاوسیاقجهاست. دراینهنگاماستکهوجوهومعانیمتعدّداینمفاهیمدرقرآنآشکارمیشود. مادرادامهی نوشتار،بهطورمختصربهبرخیازدلالتهاومعانیمفهوم«حقیقت» درقرآناشارهمیکنیم.
«حقیقت»نظری
  «حقیقت» درزمینهیمطالعاتنظری،یعنیمباحثعقلیومسائلمعرفتشناختی،بهمفهوم«علم» درمعنایصحیحآناستکههرچیزیمیتواندمصداقآنقرارگیرد. شریفترینآنهاعلمبهوجودخداییگانهاست؛وبهتعبیرکِندی،نخستینفیلسوفمسلمان،همان«حقیقتنخستین»،که علّتوسببهر«حقیقت»ومنبعومصدرهمهیموجوداتمیباشد. قرآنکریمضمناشارهبهمردمانیکهبهجایخداییکتامعبودانیدیگراختیارکردند،میفرماید:
«ذَلِکَبِأنَّاللهَهُوَالحَقُّوَأنَّمَایَدعوُنَمندونهالباطلوَأنَّاللهَهُوَالعلیُّالکَبیرُ»(لقمان/30).
ترجمه: این[هاهمه] دلیلآناستکهخداییکتاخود«حَقّ»استوغیرازاوهرچهراکهمیخوانند،«باطل»است؛وخداهمانبلندمرتبتِبزرگواراست.
بدینترتیب،منظوراز «حَقّ» دراینجا،همانذاتخداییکتاست. [بنابرآیاتقرآن،] او: «همانحقیقتآشکاراست»؛ یعنی«حقیقت»ـیکهبالذّاتثابتاستوخردها[یآدمیان] بریکتایی،قدرتوحکمتاودرآفرینشعظیمجهانهستیدلالتمیکند.
ازهمینروستکهیکیازاَسماء[وصفات] خدایتبارکوتعالی«الحَقّ» استومسلمانانبههنگامیادکردایناسم،آنرابهذاتاونسبتمیدهندو[برایمثال] میگویند: «حَقّتبارکوتعالی». بعدهاپسازپیشرفتوتحوّلمباحثنظریِاندیشهدراسلاموپرداختنبهمبحثوجودازآنحیثکهوجوداست،اصطلاح«وجودحقّ» یاهمان«واجبالوجودبالذّات» نزدبرخیازفیلسوفانمسلمانوعارفانپدیدآمد. ایناصطلاح،مفهومیاستدرمقابلاصطلاح[ممکنالوجودیاهمان] موجودحادث؛کهمنظورازآنهمهی موجوداتومخلوقاتفانیهستندوازخودحقیقتاًوبالذّاتوجودیندارندوبااستنادوارتباطبه«وجودحَقّ تبارک و تعالی» دارایهستیمیگردند.
  [یکیدیگرازمعانیِ] «حَقّ»درقرآن،اجراوتنفیذحکمالاهیوارادهی اوست؛واین،همانمعنایسخنخدایمتعالاستکهفرموده است:
«کَذَلِکَحَقَّتکَلِمَتُرَبِّکَ»(یونس/33).
ترجمه: اینگونهسخنپروردگارتبه«حقیقت»پیوست.
ویااینسخندربابویرانکردنِسرزمینتبهکاران[بهسزایگناهشان]:
«فَحَقَّعَلَیهَاالقَولُفَدَمَّرنَاهَاتَدمِیراً»(اسراء/16).
ترجمه: ودرنتیجه،عذاببرآنسرزمین«مُحَـقَّـق»شد؛پسآنرا[یکسره] زیروزبرکردیم.
یکیازتعبیراتلطیفقرآنیدراینباب،نسبتدادنِاجراوتنفیذِامرپروردگاربهمخلوقاتاست؛مانند: «إذَاالسَّمَاءُإنشَقَّت * وَأذِنَتلِرَبـِّهَاوَحُقَّت»(ر.ک: انشقاق/1-2). عبارت«حُقَّت» دراینآیه،بدینمعناستکهامرالاهیدرموردآن«بهتحقّقپیوسته»و«اجراشده»است.
ازدیگرسوواژهی«حقیقت»،معنای«علمصحیح» راباتماموجوهآنمیرساند. ازجملهآیاتقرآنکهبراینمعنادلالتدارد،اینآیهاست:
«ءَآیَاتٌبَیِّنَاتٌفِیصُدوُرِالَّذِینَاوُتوُاالعِلمِ»(عنکبوت/49).
«اوُتوُاالعِلم»(= صاحبانعلم) بهلطفعلمیکه[ازجانبخدا] داراشدهاند،میدانندکه [قرآنکریمازجانبپروردگار«بهحَقّ»فروفرستادهشده (ر.ک: انعام/114)]ومحتوایقرآن،جملگی«حَقّ» و«حقیقت» است.
مفاهیمیچون «حقیقت» و«علم» درقرآن،دربرابرمفاهیمیمانند«ظَنّ»(=گمان) قراردارند:
«إنَّالظَّنَّلاَیُغـنِیمِنَالحَقِّشَیئاً»(یونس/36؛نجم/28).
ترجمه: ظنّوگماندروصولبهحقیقتهیچسودینمیرساند.
«وَمَالَهُمبِذَلِکَمِنعِلمٍإنهُمإلاَّیَظُنُّونَ»(جاثیه/24).
ترجمه: آنانبدینمطلبهیچعلمیندارندوجز [طریق] گماننمیسپرند.
ازهمینروستکهمشاهدهمیکنیمایندومفهوم(حقوعلم) گاهبهجایهمبهکارمیروند(برایمثال،ر.ک: آلعمران/61؛یونس/94). بنابراین،درادبیّاتقرآنی،آنچهبهرهایاز «حقیقت» ندارد،«علم» نیزبهشمارنمیآید؛و[بهعکس] آنچه «علم» بهشمارنمیرود،نام«حقیقت» رانیزنمیتوانبرآننهاد؛هرآنچهجزاینها،ازمقولهی«ظَنّ»(=گمان)،خطا (=اشتباه) ویا«جَهل»)= نادانی)است.
یکیدیگرازمعانی «حقیقت» درقرآن،قاعدهی کلّییاقانونفراگیریاستکهخدایمتعالبهموجبآننظاممخلوقاتراپدیدآوردهاست. اینمعنا،ازآیاتبسیاریدرقرآنکهبنابرمفادآنتأکیدمیشودخداییکتاهمهچیزرا«بهحَقّ» و «ازرویحقیقت» آفریده،دریافتمیشود؛مانند:
«وَمَاخَلقنَاالسَّمَواتِوَالأرضَوَمَابَینَهُمَالاعِبِینَ * مَاخَلَقنَاهُمَاإلاَّبِالحَقِّولَکِنَّأکثَرَهُملاَیَعلَموُنَ»(دخان/38-39).
ترجمه: وآسمانهاوزمینوآنچهرامیانآندوست،بهبازینیافریدهایم*آنهاراجزبه«حَقّ»نیافریدهایم؛لیکنبیشترشاننمیدانند.
باتأمّلدقیقدرآیاتیکهواژهی «الحَقّ» درآنهابهکاررفته،درمییابیمکهاینواژهبرحکمتوهدفخداازخلقتنیز دلالتداردویکقاعدهوقانونکلّیاستدرهمهیمخلوقاتعالَمطبیعتکهپروردگارآنهارامسخّرآدمیقراردادهاست؛لذاماآدمیان [بهموجبتعلیمالاهی] باطبیعتِمخلوقاتآشناهستیموآنهارادرخدمتمصالحدنیویخودبهکارمیگیریموازآنجاکهقواعدحاکمبرآنهاوشیوهی کارکردآنرامیدانیم،امورخویشرابنابرآنهاسامانمیدهیم. خدایمتعالدراینبارهمیفرماید:
«وَسَخَّرَلَکُممَافِیالسَّمَواتِوَمَافِیالأرضِجَمِیعاًمِنهُ»(جاثیه/13).
ترجمه: وآنچهرادرآسمانهاوآنچهرادرزمیناست،مسخَّرشماقرارداد؛همه[چیز] ازآنِاوست.
«هُوَالَّذِیجَعَلَالشَّمسَضِیاءًوَالقَمَرَنوُراًوَقَدَّرَهُمَنَازِلَلِتَعلَموُاعَدَدَالسّنینَوَالحِسَابَمَاخَلَقَاللهُذَلِکَإلاَّبِالحَقِّیُفَصِّلُالآیاتلقومٍیَعلَموُنَ»(یونس/5).
ترجمه: اوستآنکسیکهخورشیدراروشناییبخشیدوماهراتابانکردوبرایآنمنزلهاییمعیّنساختتاشمارهی سالهاوحسابرابدانید. خدااینهاراجزبه«حَقّ»نیافریدهاست. نشانهها[یخود] رابرایگروهیکهمیدانند،بهروشنیبیانمیکند.
گاهمفهوم«حق» یا«حقیقت» درتوصیفاموریمانندفرارسیدنروزقیامتبهکاررفتهاست:
«یَومَیَسمَعوُنَالصَّیحَةَبِالحَقِّذَلِکَیَومُالخُروُجِ»(ق/42).
ترجمه: روزیکهفریاد[رستاخیز]رابه«حَقّ»میشنوند؛آن[روز]،روزِبیرونآمدن[ و زنده شدن مردگان اززیر زمین]است.
ازهمینروستکهرستاخیزرا «حاقّه» نیز خواندهاند؛بدینمعناکهحتماًرخخواهددادوبهتحقّقخواهدپیوستواینکه: «رستاخیزحتماًآمدنیاستوهیچشکّیدر[وقوع]آننیست».
دیگرازوجوهیکهرستاخیزرا«حاقّه» نامنهادهاند،ایناستکهدرروزقیامتهمگانبهحقوقخویشبهطورکاملخواهندرسید.
واژهی «حقیقت» درقرآن،بهمعنایتحقّقکاملیکصفتیاحالتدرآدمینیزبهکاررفته؛ماننداینسخنخدایمتعالدرتوصیفآنبندگانیکهبههنگامشنیدنآیاتالاهی،لرزهبراَندامشانمیافتد:
«إنَّـمَاالمُؤمِنوُنَالَّذینَإذَاذُکِرَاللهُوَجِلَتقُلوبُهُموَإذَاتُلِیَتعَلَیهِمءَآیَاتِهِزَادَتهُمایمَاناًوَعَلَیرَبِّهِمیَتَوَکَّلوُنَ * الَّذِینَیُقِیموُنَالصَّلَوةَوَمِمَّارَزَقنَاهُمیُنفِقوُنَ * اوُلئکَهُمُالمُؤمِنوُنَحَقّاًلَهُمدَرَجَاتٌعِندَ رَبِّهِموَ مَغفِرَةٌوَرِزقٌکَرِیمٌ»(انفال/2-4).
ترجمه: مؤمنانهمانکسانیاندکهچونخدایادشود،دلهایشانبترسد؛وچونآیاتاوبرآنانخواندهشود،برایمانشانبیفزایدوبرپروردگارخودتوکّلمیکنند * همانانکهنمازبرپامیدارندوازآنچهبهایشانروزیدادهایم،انفاقمیکنند * آنانهستندکهدرحقیقتمؤمناَند؛برایآناننزدپروردگارشاندَرَجاتوآمرزشوروزیِنیکوخواهدبود.
«حقیقت»درجنبههایِعملی
مفهوم«حق» یا«حقیقت» ازمنظرجنبههایعملی،همان«حکمیاداوریبراساسعدالت» یعنیبهموجبقانون[شرع] است. براینمعنا،اینسخنخدایمتعالدلالتداردکهفرمود:
«یَادَاوُدإنَّاجَعَلنَاکَخَلِیفَةًفِیالأرضِفَاحکُمبَینَالنَّاسِبِالحَقِّوَلاَتَتَّبِعِالهَوَیفَیُضِلُّکَعَنسَبِیلِاللهِ»(ص/26).
ترجمه: ایداوود! ماتورادرزمینخلیفه[وجانشین] گردانیدیم؛پسمیانمردمبه«حَقّ»داوریکن؛وهرگزازهوا و هَوَسپیرویمکنکهتوراازراهخدابهدَرمیکند.
حقوقمتقابلخداومردم
ازآنجاکهخدایمتعالبهبندگانخویشمَواهبیمانندعقل،قدرتواختیارارزانیداشتهووظیفهورسالتشانرادرروی زمینبرآنانروشنفرموده،ونیزبافرستادنِرسولانوپیامبرانبرایشان،آنانرابرمطلوبخویشارشادفرموده،لذابرایاوبرعهدهیبندگانحقوقیاستوآنانبایستیبه دستوراتیکهپیامبرانازجانباوآوردهاند،بهنحواَحسنگردن نهند.
ازنخستینومهمترینحقوقخدابرعهدهی مردم،ایناستکهدرآفرینشاوژرفبیندیشندوچونباآفرینشاوبهخوبیآشنایییافتند،آنگاهاورابهدرستیعبادتکنندوهیچچیزرابااوشریکنگردانندودرراهاعتلایکلمهیالاهی،باداراییوجانهایخویشجهادکنندوهرآنچهراکهخدابرآنانواجبساخته؛بهدرستیانجامدهندوخویشتنرابههمهی فضیلتهاومَحاسناخلاقیآراستهسازند.وچهخوبیکیازعالمانمسلمان،کتابخویشراکهدرهمینموضوعتألیفکرده،عنوان«الرِّعَایَةلِحُقوُقِاللهِ» دادهاست!اوهمان«حارِثبناَسَدمُحاسبی»(درگذشتهی243ق/857م)،عالماخلاقیوعارفمسلماندرقرندوّموسوّمهجریاست.
دربرابر،برایمؤمنانمجاهدنیزبرعُهدهیپروردگارحقوقیاست،کهخدایسبحانخوددرآیاتیمتعدّدبهبیانآنهاپرداختهویادآورشدهکههرآنچهراازپاداشنیکوفراوانکهبهمؤمنانوعدهداده،قطعاًبدانوفاخواهدکرد:
«إنَّاللهَإشتَرَیمِنَالمُؤمنِینَأنفُسَهُموَأموَالَهُمبِأنَّلَهُمُالجَنَّةَیُقَاتِلوُنَفِیسَبِیلِاللهِفَیَقتُلوُنَوَیُقتَلونَوَعداًعَلَیهِحَقّاًفِیالتَّوراةِوَالإنجِیلِوَالقُرءَآنِوَمَنأوفَیبِعَهدِهِمِنَاللهفَاستَبشِروابِبَیعِکُمُالَّذِیبَایَعتُمبِهِوَذَلِکَالفَوزُالعَظِیمُ»(توبه/111).
ترجمه: درحقیقت،خداازمؤمنان،جانهاواموالشانرابه[بهای]اینکهبهشتبرایآنانباشد،خریدهاست؛همانکسانیکهدرراهخدامیجنگندومیکشندوکشتهمیشوند. [این] بهعنوانوعدهیحقّیدرتوراتوانجیلوقرآنبرعهدهی اوست. وچهکسیازخدابهعهدخویشوفادارتراست؟! پسبهاینمعاملهایکهبااوکردهاید،شادمانباشید؛واینهمانکامیابیِبزرگاست.
خدایمتعالهمچنیندر قرآن کریم میفرماید:
«إنَّالنَنصُرُرُسُلَنَاوَالَّذِینَءآمَنوُافِیالحیاةِالدُّنیَا»(غافر/51).
ترجمه: درحقیقت،مافرستادگانخودوکسانیراکهایمانآوردهاند،قطعاً درزندگیدنیایاریمیکنیم.
«کِتَاباللهلأغلبنَّأناورُسُلِیإنَّاللهقَوِیٌّعزِیزٌ»(مجادله/21).
ترجمه: خدامقرّرکردهاستکهحتماًمنوفرستادگانمچیرهخواهیمگردید. آری،خدانیرومندِشکستناپذیراست.
«وَکَانَحَقّاًعَلَینَانَصرُالمُؤمِنِینَ»(روم/47).
ترجمه: ویاریکردنِمؤمنانبرمافَرضوواجباست.
حقوقمتقابلمؤمنان
قرآنکریمهمچنین بهبیانحقوقمتقابلمؤمنانکهدرتعاملبایکدیگربایستیرعایتکنند،پرداختهاست؛مانند«عدالت» و«نیکوکاری». برخیازاینحقوقواجبورعایتآنلازموفَرضاست؛مانندحقوقیکهدرارثبهکسیمیرسد. برخیدیگرکهازجملهفضیلتهایاخلاقیبهشمارمیروندوذیلمفهوم «بِرّ» یا «نیکوکاری» میگنجند،بسیاریازحقوق [مستحب] هستندکهپرهیزکارانونیکوکارانبهرعایتآنمیپردازند؛ازجملهحقوقخویشاننزدیک،فقیرانومحروماناجتماعی. رعایتاینحقوق،جدایازحقوقواجبیاستکهبرهرمؤمنیلازماستوهرچهآدمیبهرعایتاینحقوقخیرخواهانهبپردازد،اسرافنکردهاست؛چه،یکیازوالاترینفضیلتمؤمنان،«ایثار» ومقدّمداشتندیگرانبرخوداست،حتّیباوجوداحتیاجونیاز.آیاتقرآندراینخصوصفراواناست؛بهویژهاینآیهکهبه«آیهیبِرّ» معروفاست:
«لَیسَالبِرَّأنتُوَلّواوُجوُهَکُمقِبَلَالمَشرِقِوَالمَغرِبِوَلِکِنَّالبِرَّمَنءَآمَنَبِاللهِوَالیَومِالآخِرِوَالمَلاَئکَةِوَالکِتَابِوَالنَّبِیِّینَوَءَآتَیالمَالَ عَلَیحُبِّهِذَوِیالقُربَیوَالیَتَامَیوَالمَسَاکِینَوَابنِالسَّبِیلِوَالسَّائلِینَوَ فِیالرِّقَابِوَأقَامَالصَّلاَةَوَءَآتَیالزَّکَاةَوَالموُفوُنَبِعَهدِهِمإذَاعَاهَدوُاوَالصَّابِرِینَفِیالبَأسَاءِوَالضَّرَّآءِوَحِینَالبَأسِاوُلئکَالَّذِینَصَدَقوُاوَاوُلئکَهُمُالمُتَّقوُنَ»(بقره/177).
ترجمه: نیکوکاریآننیستکهرویخودرابهسویخاوروباختربگردانید؛بلکهنیکیآناستکهبهخداوروزبازپسینوفرشتگانوپیامبرانایمانآورد،ومالراباوجوددوستداشتنشبهخویشاننزدیکویتیمانوبینوایانودرراهماندگانوفقیرانودر[راهآزادکردن] بندگانبدهد،ونمازبرپادارد،وزکاتبدهد،وآنانکهچونعهدبندند،بهعهدخودوفاداراناند؛ودرسختیوزیان،وبههنگامجنگشکیبایاناند؛آناناندکسانیکهراستگفتهاندوآنانهمانپرهیزکاراناند.(ونیزر.ک: اسراء/26؛معارج/24-25).
توضیحاتبیشتراینمطلب،هنگامبحثازموضوع«جَمال»(=زیبایی) درقرآنخواهدآمد.

«حقّ»،نیروییغالبوشکستناپذیر
قرآنتأکیدمیورزدکه«حَقّ تبارک و تعالی»داراینیروییغالبوشکستناپذیراستوبرایآرامشبخشیبهدلهایاهل«حَقّ»،خطاببهرسولشمیفرماید:
«وَقُلجَاءَالحَقُّوَزَهَقَالبَاطِلُإنَّالبَاطِلَکَانَزَهوُقاً»(اسراء/81).
ترجمه: وبگو«حَقّ»آمدو«باطل»نابودشد؛آری،«باطل»هموارهنابودشدنیاست.
قرآنکریمنیرویقاهروشکستناپذیر«حَقّ»رابه «قَذائف/جمعقذیفة»(تیرهاوبُمبها)ییمانندمیکندکهدائماًبرسرباطلوتمامینمودهاومصادیقآنفرودمیآیدوآنهاراویرانمیسازد؛خدایمتعالمیفرماید:
«قُـلإنَّرَبـِّییَـقذِفُبِالحَقِّعَلاَّمُالغُیُوبِ»(سبأ/48).
ترجمه: بگوبیگمانپروردگارمحقرا[چونان تیرهایی بر سرباطل]فرومیافکند؛اوستداناینهانها.
«بَلنَقذِفُبِالحَقِّعَلَیالبَاطِلِفَیُدمِغُهُفَإذاهُوَزَاهِقٌ»(انبیاء/18).
ترجمه: بلکهحقرا[چونان تیرهایی] بر سرباطلفرومیافکنیم؛پسآنرادرهممیشکندوبناگاهنابودمیگردد.
ازآنجاکهقرآنکریمدلایلواستدلالهایعقلانیمتعدّدیرابرصدقآنچهبه«حَقّ»آوردهاقامهمیکند،مثالهایمتعدّدیرانیزدرتوضیحشأنوجایگاه«حقیقت» ودوامومنفعترسانیآندربرابرسستیوضرررسانی «باطل» بیانمیدارد. شایانذکراستکهاَمثالقرآنیدراینخصوص،تنهاصرفیکسریاَمثالیاتشبیههانیست؛بلکهدرواقع گونهای«ادبیّاتقرآنی»استکهبایستیخردمنداندرآناندیشهکنندوعالمانبهتأمّلدرآنبپردازند.ازلطیفترینوزیباتریناینمثالها،درسورهی مبارکهی رعد،آیهیهفدهم،بههنگاممقایسهوسنجشمیان«حَقّوباطل»،آمدهاست. مادراینجاخوانندهرابهتأمّلوژرفاندیشیدراینمثالتوجّهمیدهیم؛چه،اَمثالقرآنینیازبهتحلیلواندیشهورزیداردوازهمینروستکهقرآنکریمهمهی مارابهتأمّلدرمعانیومقاصدایناَمثالهشدارمیدهد:
«وَ تِلکَالأمثَالُنَضرِبُهَالِلنَّاسِلَعَلَّهُمیَتَفَکَّروُنَ»(حشر/21).
ترجمه: واینمَثَلهارابرایمردممیزنیم؛باشدکهآنانبیندیشند.
«وَتِلکَالأمثَالُنَضرِبُهَالِلنَّاسِوَمَایَعقِلُهَاإلاَّالعَالِموُنَ»(عنکبوت/43).
ترجمه: واینمَثَلهارابرایمردممیزنیم؛ولیجزدانشورانآنهارادرنمییابند.
باتوجّهبهمعانیمتعدّد «حقیقت» وتعبیراتگونهگونقرآنازآن،دانشمندانوفیلسوفانمسلمانازابتدابدینجهتکهاصلدانشخودراازسرچشمهیفَیّاضقرآنمیدانستندوازهمینرویپاسداریازاینکتابآسمانیراوظیفهی خودبهشمارمیآوردند،مفهوم «حقیقت» درخردهایآناننقشبستهاست؛بدینترتیب،آنانتحصیلوکَسب«حقیقت» راغایتومقصودخویشقراردادهوبهتعبیرکِندی،درآن «کمالنوعبشری» رادیدهودرشناخت«حقیقت» وتحصیلعلم،لذّتمعنویوالاییرایافتهاند. شواهدبسیاریبراینمطلبوجودداردومادراینجاتنها بهذکردو عبارتکوتاهازدوعالمبزرگمسلمانبسندهمیکنیم:
* گفتارابوریحانبیرونی(درگذشتهی450ق/ 1058م): «هماناآدمیازراستیوشناختحقیقتافزونبرباورمندیبهآن،احساسلذّتمیکند».
*گفتارابوالحسنماوِردی(درگذشتهی450ق/ 1058م): «علمجایگزینهرلذّتوبینیازکنندهازهرشهوتیاست»(کتابادبالدّنیاوالدّین).


گفتار دوّم: بررسی مفهوم خیر(=خوبی)
واژهی«خیر» نیزاز آن دستهمفاهیمکلّیاستکهبهموجبدَرَجاتومراتبمتعدّدش،درقرآنبهمعانیگوناگونبهکاررفتهاست؛ازجملهبهمعنایلَذّتها،خوشیهاوثروتهایِدنیویبهکاررفتهکهالبتهزایلشدنیهستند. اگرچهنعمتهایدنیادرحقیقتازجانبخدابرایبهرهبرداریماقراردادهشده،وازهمینرو،بایستیمدامسپاسوشکرپروردگارراگُزارد،امّاقرآنکریمازمامیخواهدکهبهایننعمتهایِزودگذروابستگیودلبستگیپیدانکنیم. شایدبدینجهتاستکهخدایمتعالدرقرآنلذّتهاوخوشیهایفانیدنیارا«خیرات» نامننهاده؛بلکه«شهوات» خوانده؛حتّیآناُموریکهمربوطبهعَواطفبشریاست. خدایمتعالدراینبارهمیفرماید:
«زُیِّنَلِلنَّاسِحُبُّالشَّهَوَاتِمِنَالنِّسَاءِوَالبَنِینَوَالقَنَاطِیرِالمُقَنطَرَةِمِنَالذَّهَبِوَالفِضَّةِوَالخَیلِالمُسَوَّمَةِوَالأنعَامِوَالحَرثِذَلِکَمَتَاعُالحَیَاةِالدُّنیَاوَاللهُعِندَهُحُسنُالمَآبِ»(آلعمران/14).
ترجمه: دوستیشهوتهایگوناگوناززنانوپسرانواَموالفراواناززروسیمواسبهاینشاندارودامهاوکشتزاربرایمردمآراستهشده؛[لیکن] اینهامایهیتمتّعزندگیدنیاست،وحالآنکهفرجامنیکونزدخداست.
ازسعادتهایحقیقیآدمیدردنیا،داشتنخانوادهومحبّتوعشقبهفرزندانوداراییاست؛امّا[برپایهی آیاتقرآن] جملگیاینها«خوشیهاوکالایناچیززندگانیدنیوی» استو «خوشیهاوبرخورداریهایایندنیا،اندکوناچیزاست»؛ البتهدرمقاممقایسهوسنجشبانعمتهاییجاویدکهدرزندگانیاَبَدیِسرایدیگرنصیبآدمیخواهدشد(براینمونه،ر.ک:آلعمران/15).
انسانکهبنابرآموزههایقرآنی،موجودیدارایاختیارمعرّفیشده،اینجادرمیاندوراهیقرارمیگیرد: یازندگیدنیویوزیورهایآنرابرمیگزیندویانعمتهایِحقیقیوجاویدرادرسرایآخرتترجیحمیدهد. [بنابرآیاتقرآن] درهردوحالت،یعنیاگر هریکازاینامورراانتخابکند،بهطورکاملجزایمتناسبباآنرادریافتخواهدکرد. (ر.ک: هود/15؛اسراء/18-21؛احزاب/28-29).
البتّهازآنجاکهخدایمتعالزندگانیدنیویرابهعنواننعمتبهآدمیارزانیداشته،ازاوخواستهاستکهاززیورهاوروزیهایپاکیزهی آن،بدونهیچگونهسختگیریومحدودیّتیبرخوردارشود؛نهایتچیزیکه دراینبارهوظیفهدارد،ایناستکهشُکرخدای متعالرابهجایآورده،کردارشایستهانجامدهدوازهرآنچهبههنگامحسابرسیدرروزجزابازخواستخواهدشد،اجتنابوپرهیزکند.(ر.ک: بقره/172؛اعراف/32؛مؤمنون/51).
انسانخردمندبایستیهمیشهدراندیشهوآرزویآنزندگانیباشدکه:«نیکوتروپایدارتر» است. طریقوراهیکهبهسویزندگانیوالادرآخرتمنتهیمیشود،همان «خیر» است،بهمعناییکهدرقرآنبهکاررفته؛یعنیجملگیعبادتها،فَرایضوکردارهاینیکیکهخدایمتعالبربندگانشواجبفرمودهاست. «خیر»(=خوبی)بهاینمعنا،کلّیّهی ارزشهاوفضیلتهایدینی، اخلاقی واجتماعیرادربرمیگیردوجملگیآنهاذیلمفهوم«عَمَلصالِح»(=کردارشایسته) میگنجد. خدایمتعالدرقرآن[تقریباً] درهمهی موارد،«عَمَلصالِح» رادرکنار«ایمان» قراردادهاست.(براینمونه،ر.ک: بقره/62؛مائده/69؛مریم/60). البتّهمفهوم«خیر» بهاینمعنایوسیع،ذیلمفهوم«الباقیاتُالصّالِحات» نیزمیگنجدکه [برپایهی قرآن] «ازنظرپاداشنزدپروردگارتبهتروازنظرامید بستن بدان [نیز] برتراست» (کهف/46)؛یعنیهمبیشترینوبهترینپاداشهاراداردوهمقابلاعتمادتریناموریاستکهآدمیمیتواندامیدهایخویشرادررسیدنبهسعادتیکاملبدانمنوطکند.وازآنجاکه«خیرات» ونیکیهابراساسآیاتقرآندارایمراحلودرجاتمتعدّدیهستند،ماهنگامیمیتوانیماینمطلبرافهمکنیمکهبدانیم«خیرات» و«لَـذّات»ایندنیا،تنهابهاندازهی ظرفمحدودهمیندنیاهستندولی«خیرات» ونعمتهایزندگانیبرتر [درسرایآخرت] بسیاربزرگتروعظیمترهستند. البتّهبایستیایننکتهراهمیشهمدّنظرداشتهباشیمکه«خیرات» ونعمتهاجملگیازجانبخداوآفریدههایاویندوهرچهباشند،منفعتوسودذاتیآنبهآدمیبازگشتمیکند. لیکنآیا «خیر» حقیقیهماناستکهماآنرادوستمیداریمتابابهرهمندیازآن،لذّتوبرخورداریدنیوییابیم؟!یااینکه«خیر»یبزرگکهسرچشمهومنبعهر«خیر» استنیزوجوددارد؛همچنانکهدرمورد«حقیقت» نیزبیانداشتیم. آری،او همان «خیرمطلق» استکهبانگرشدقیقبهجهانآفرینشومدلولآنیعنیصانِعهمهی موجودات،بدانمعرفتحاصلمیکنیم. اوآفرینندهی دنیاوآخرتودارایصفاتکمالیّهوجلالیّهورحمانیّتلایتناهیاست. بدینترتیب،مادراینبارهبایدچهموضعیاتّخاذکنیم؟آیاامکانپذیراستکهبپنداریم«خیرات»و«لذّتها»یزندگانیدنیا،وحتّی«خیرات» ونعمتهایِزندگانیآخرت،فینفسه«خیرات»ـیمطلقهستند؛بدونهیچقیدوشرطی؟!یااینکهاینها«خیرات»ـینِسبیبهشمارمیآیندولیکنآفرینندهیآنها «خیرمطلق» و«حقّمطلق» است.
ازهمینروستکهمصریانِایمانآورندهبه[حضرت] موسی(ع)،پسازاینکهاومعجزاتونشانههایگواهبررسالتشرابرآنانآشکارکردوبعدازاینکهموردتهدیدفرعونقرارگرفتند،خطاببهاوگفتند:
«لَننُؤثِرَکَعَلَیمَاجَاءنَامنالبیّنَاتوالَّذِیفَطَرَنَافَاقضِمَاأنتَقَاضٍإنَّمَاتَقضِیهَذِهِالحَیَوةَالدُّنیَا * إنَّاءَآمنَّابِرَبِّنَالِیَغفِرلَنَاخَطایَانَاوَمَاأکرهتَناعَلَیهِمِنَالسِّحرِوَاللهُ خَیرٌوَأبقَی»(طه/72-73).
ترجمه: ماهرگزتورابرمعجزاتیکهبهسویماآمدهو[بر] آنکسیکهماراآفریده،ترجیحنخواهیمداد؛پسهرحکمیمیخواهیبکنکهتنهادراینزندگیدنیاستکه[تو]حکممیرانی * مابهپروردگارمانایمانآوردیم،تاگناهانماوآنسحریکهمارابدانمجبورکردیبرماببخشاید؛وخدابرتروپایدارتراست.
مردماندرگرایشهاوتمایلاتخویشبرچندگروهند: برخیتمامهَمّودلمشغولیِخودراعشقوعلاقهبهثروتومقامولذّتهایِدنیاقراردادهاند؛اینانهمانغافلاناز«خیرحقیقی»اند. برخیدیگر،کهاَهلفراستوتیزهوشیاند،میانلَذّتهاوخوشیهایدنیاونعمتهایجاویدآخرتمقایسهوسنجشکرده،برترینوبزرگترینآنهارابرمیگزینند. لیکنوالاترینوبلندمرتبهترینگروه،کسانیهستندکهبهدنیاوآخرتازیکسو،وبهآفرینندهوصانِعدنیاوآخرتازسویدیگرمینگرند. اینانهرگزدلبستهی نعمتها -چهدنیویوچهاُخروی- نیستندواصطلاحاًهیچ گونه «تعلّق»ـیبدانندارندوهمهچیزراباایندیدکهازجانبخداست،مینگرندومدامودرهمهیاَحوالبهیادخدایندوامیددیداروخشنودیاورامیبَرَند؛بهویژهمشاهدهی ذاتاَعلایِباریتعالی. این،همان«رؤیتخدا» استکهماهرگزنمیتوانیمآن را حتّیدرتصوّر و مُخَیَّلهیخودبگنجانیم؛چراکهآن [بهاصطلاحفیلسوفانوعارفان] یک«کَشف» یا «اِنکِشاف» و«معرفتحضوری» بهشمار میآیدکهورایتصوّراتعقلانیاست. همچنانکهتصوّراتعقلانی،ورایاِدراکاتحسّیاست،ازنظرکیفیّتوشدّتآن.جملگیمؤمناندرادیانآسمانی،چنینسعادتوالاییراانتظارمیبرند؛یعنیهمان«مشاهدهی ذاتحَقّ»(جَلّوَعَلا) که «خیرمطلق» استوبایستهاستکهآدمیسعادتموردآرزویخویشراتنهانایل شدنبهنقطهی «خیرمطلق» قراردهد؛همچنانکهذات «حَقّ» همان «جَمال» و «زیباییِ» برترنیزهست.
قاعدهیکلّیبرایرفتارهرانسانمؤمنایناستکهبنابرفرمودهی خدایمتعال،گرایشوتوجّهخویشراتنهامطابقبااینآیهقراردهد:
«وَلِکُلٍّوِجهَةٌهُوَمُوَلِّیهَافَاستَبِقُواالخَیرَاتِ»(بقره/148).
ترجمه: هرگروهی-یاهرکسی-راجهتیاستکهروسویآنمیگرداند. پسدر«خیرات»(=نیکیها)بر یکدیگر پیشیبگیرید.
معنایآیهایناستکهبایستیدرهرآنچهنیکوتروبرتراست،بر یکدیگر پیشیبگیریم. فراموشنکنیمکهواژهی «خیر» درلغتمعنای«تَفضیل»رامیرساند؛یعنیعلاوهبرآنمعانیکهپیشتربیانداشتیم،برصفتیاحالتکمالیبرتردلالتداردکهآدمیآنرابرمیگزیند.
راه شناخت «خیر» و «شرّ» از منظر قرآن کریم
دراینجابرخوانندهرواستکهبپرسد: شناختخیروشرّ(=خوبیوبدی) ازمنظرقرآنچگونهاست؟شایانتوجّهاستکهخدایمتعالازابتداانسانراتعلیمدادومسؤولیّتورسالتاورادرزمینمشخّصفرمودوهمیشهاوراتحتهدایتخویشسرپرستیمیکرد. قرآنکریمبرایهمهی دورانوروزگارانمیفرماید:
«وَإنمِنآُمَّةٍإلاَّخَلاَفِیهَانَذِیرٌ»(فاطر/24).
ترجمه: وهیچاُمّتینبود،مگراینکهدرآنبیمدهنده(وهشداردهنده)ایگذاشتهاست.
اینیکحکمکلّیاستومنظوراز«نَذیر»(=بیمدهنده) همانپیامبرانورسولانالاهیوهرکسکهمردمانرابه «خیر»(=خوبی) فراخوانَد-البتّهدرصورتعدموجودهدایتالاهی- هستند.
دانشمنداندربارهی اینکهشناختخیروشرّ(=خوبیوبدی) ازچهخاستگاهومنبعیحاصلمیآید،دارایدیدگاههاوآرایگونهگونیهستند. برخیمیگویند: واقعیّتهایزندگیبهآدمیمیآموزدکهچهچیزی[خیراستوچهچیزیشرّ،یا] چهچیزیبهاوسودمیرساندوچهچیزیزیان. آدمیدرگذرزندگیدرمییابدکهچهچیزیاوراخوشبختوچهچیزیاورابدبختمیکند. برخیدیگرعقیدهدارند: آنچیزیکه «خیر» رااز «شرّ» تمییزمیدهد،«عقل»است. بعضیازدانشمندانبهوجودقوّهایدرانسانباوردارندکه «خیر» رااز «شرّ» تشخیصمیجدهد، اینقوّه، «خیر» رادرکمیکندونَفسآدمیرابهگرامیداشتآنوامیداردودربرابر، «شرّ» رازشتمیشمارد. آراودیدگاههایینیزدراینبارهمیانعالمانودانشمندانوجوددارد.
البتّهقرآنکریمبهروشنیبیانمیداردکهخداانسانرا «درنیکوتریناعتدال» بیافریدوبنابرفطرتوغریزهخویش،«خیروشرّ» رادرکمیکند. قرآنکریمدراینبارهمیفرماید:
«وَنَفسٍوَمَاسَوَّاهَا * فَألهَمَهَافُجوُرَهَاوَتَقوَاهَا * قَدأفلَحَمَنزَکَّیهَا * وَقَدخَابَمَندَسَّاهَا»(شمس/7-10).
ترجمه: سوگندبهنفسوآنکسکهآنرادرستکرد * سپسبدکاریونیکوکاریاشرابهآنالهامکرد*  کههرکسآنراپاکگردانید،قطعاًرستگارشد. وهرکهآلودهاشساخت،قطعاًزیانکرد.
اینآیات،دلالتبراینداردکهآدمیفطرتاً «خیروشرّ» راازهمتشخیصمیدهدوهمگانرابرانجامکار«خیر» تشویقکردهوازکار«شرّ» بازمیدارد.
همچنینقرآنکریمدرسیاقآیاتیکهازموهبتهایخدادادیبهانسانسخنمیگوید،میفرماید:
«وَهَـدَینَاهُالنَّجدَینِ»(بلد/10).
ترجمه: وهردوراه [خیروشرّ] رابهاو(=آدمی) نشاندادیم.
منظورایناستکهخدایمتعالراهوشیوهروشنرابرایشناختوتشخیصخیروشرّبهآدمینمایاندهاست.
بنابراین،چونآدمینیازمندشناخت «خیرحقیقیکامل» است،بهویژهامرمربوطبهارزشهایوالاومقاصدعالیحیاتبشری،بههدایتالاهینیزمحتاجاست؛البتهاینهدایتالاهیهمیشهمقترنباحکمتپروردگاروزیستسالمدردنیابههمراهسعادتاُخرویمیباشد.
آدمیبهسببدارابودنِیکسریاستعدادهایاخلاقیوعقلانی،حکمتهایمتعدّدالاهیراازامرونهیهادرکمیکند. واوچوندارایطبیعتوسرشتیسالماست،بهفطرتخویشبراینامرتأکیدمیورزد. ازهمینجاستکهاینسخنخدایمتعالرادرشأننیکوکاران(=اَهلبِرّواَهلخیر) درمییابیمکهآنانکردارنیکخودراباهدفِ :
«إبتِغاءمَرضاتِاللهوتَثبیتاًمِنأنفُسِهِم»(رسیدنبهخشنودیورضایخداواستوارساختن[باورواخلاص] دلهایخویش)،انجاممیدهند.
طبقآیاتقرآن،اندیشهورانمسلمانهمگیاظهارمیدارندکهعقلآدمی«خیروشرّ» راازهمتشخیصمیدهد،امّاالزامبرآنوجزاوپاداشدادن،امریاستکهبایستازسویخدایمتعالبیانگردد،چونازحدودمعرفتبشریخارجاست.
گفتار سوّم: بررسی مفهوم جَمال(=زیبایی)
پروردگارمتعالاینجهانشگفتانگیزراآفریدهومارابهتأمّلواندیشیدن درآنواداشتهتاازطریقنشانههایعظیمخداوندیدرآفرینش،بروجودصانِعاستدلالکنیم؛چراکهاوویژگی«جَمال» وزیباییرابههمهیمخلوقاتشارزانیداشتهاست.
«الَّذِیأحسَنَکُلَّشَیءٍخَلقَهُ»(سجده/7).
ترجمه: آنکههرچهآفرید،بهنیکوترینشیوهساخت.
  همچنین خدایسبحاندرکحقیقت «جمال» وزیباییومحبّتخویشرادرجانهایمابهصورتفِطریوغریزینهادهومارابهیادکردمدامآنمتوجّهساختهاست. درقرآنکریمفراواناستآیاتیکهبهموضوعآفرینشآنقادرحکیمونظموهماهنگیدقیقحاکمبرآناشارهدارد.
افزون بر واژهی«جَمال»(=زیبایی)، درقرآنکریمبرخیواژگانبهکاررفتهکهدلالتآنهامایهی سُروروشادیدلآدمیمیشود؛ازجمله:«حُسن»(=خوبی،زیباییوکمال)، «بَهجَت»(=شکوه، جَلال،زیبایی،شادیودرخشندگی)، «زینَت»(=زیوروزیباییهایظاهری) ودیگرواژگانیکهبامفهوم«جَمال» پیونددارد؛مانندمفهوم«تَسوِیَه»(=سَر و ساماندهیوهموارسازی)،کهخدایمتعالدرآفرینشهمهمخلوقاتآنرالحاظفرمودهاستوهمچنانکهاینویژگیدرنظامآسمانهارعایتشده(ر.ک: نازعات/28)،درخلقتجانآدمینیزمدّنظرقرارگرفتهاست(ر.ک: شمس/7). مفهوم «تَسوِیَه» بدینمعناستکهخدایمتعالدرآفرینشهمهیمخلوقات،اعتدال،یکنواختیوهماهنگیرارعایتفرمودهاست(ر.ک: اعلی/2). مفهوم «اِتقان»(=اُستواری) نیزکهبنابرآیاتقرآندرصُنعالاهیلحاظشده(ر.ک: نمل/88)،بههمینمعناست. همچنیناستمفهوم «تَقویم» کهبهمعنایتکاملدر[صورتو] ترکیب[واعتدال] است:
«لَقَدخَلَقنَاالإنسَانَفِیأحسَنِتَقوِیمٍ»(تین/4).
ترجمه: بهراستیانسانرادرنیکوترینترکیب[واعتدال] آفریدیم.
معنایآیهایناستکهخدایمتعالآدمیرا[درمیاندیگرمخلوقات] بهطورویژهازنوعیزیباییِتکاملیافتهظاهریوتناسباندامبهرهمندساختهاست؛یعنیزیباییهاوویژگیهایِظاهریِهمهمخلوقات،درآدمیجمعشدهاست. وچونخدایمتعالکمالوجمالمطلقراداراست،طبعاًمخلوقاتشنیزفینفسهازآنبهرهمیبرند؛البتّهنهبهموجبفرضهاوحدسوگمانهایشخصیوذهنیِماکهتواندرکحقیقت «جَمال» راندارد؛همانگونهکهنمیتواندبهدرکیتامّازحقایقاشیاءنایلآید.
مظاهرونمودهای «جَمال» درآفرینشخدایمتعالبهشماردرنمیآید. پیشازآنکهبهبحثدررابطهبانشانههاومظاهر «جَمال» درجهانآفرینشازمنظرقرآنبپردازیم،ناگزیرابتدابهزیباییهایاختصاصیومَحاسنلفظیوترکیبیِخودقرآناشارهمیکنیم؛یعنی«فصاحت»(=شیوایی) کلماتو «بلاغت»(=رسایی) عباراتوترکیباتآن. اینزیباییهارانخستینکسانیکهقرآنرامیشنیدند،نیک دریافتهوحسّمیکردند؛ وازحلاوت،فریبندگی،دلپذیریوتأثیرشگرفآن [برقلوبمردمان] بایکدیگرسخنمیگفتند. آنانچوننمیتوانستندبرایاینفریبندگیواَثرگذاریعلّتیبیابند،قرآنرا«سحر» و«جادو» میخواندند. البتّه،زیباییهایقرآنبهشماردرنمیآید:
«وَلَوأنَّمافِیالأرضِمِنشَجَرةأقلاَمٍوَالبَحریَمُدّهمِنبَعدهسَبعَةأبحُرٍمَانَفِدَتکلماتُاللهِإنَّاللهَعَزِیزٌحَکِیمٌ»(لقمان/27).
ترجمه: واگرهرچهدرختدرزمیناستقلمگردد،ودریامرکّب[شود]،وهفتدریایدیگرپساز[تمامشدن]آن،برآنبیفزایند،کلماتالاهی پایاننپذیرد. قطعاًخداستکهشکستناپذیرِفرزانهاست.
کافیاستدراینرابطه،بهآندستهازمفاهیمیوالااشارهداشتهباشیمکهتنها «اوُلوُاالألبَاب»(=خردمندان)آنهارادرمییابند؛چراکهعقلآدمیرابرمیانگیزانندودلهارازندگیبخشیدهودرجهی شعورواحساسآنهارابالامیبَرَد. بدینوسیلهاستکهجملگیاستعدادهاومَلَکاتفطریِآدمیروبهسویمفاهیمیمیکندکهبدانهاتعالیواَرجمندیمییابد؛اینموضوعراتنهاکسیکهصاحبدلاستبهخوبیدرمییابد؛چنینشخصیبههنگامقرائتقرآنحاضرالذّهناستتاازنشانههاوحقایقعالَمغیب – کهضمنآیاتقرآنبیان میشود – آگاهییابد؛چه،قرآنهمانطورکهخدایمتعالمیفرماید: «روح[یاحقیقت]ـیاستازعالَماَمر» ودرکحقایقعالَماَمرنیزتنها «برایهرصاحبدلوحَقّنیوشیکهحاضرباشد» حاصلمیآید.
قرآنکریمتوجّههمگانرابهسویمَظاهر«جَمال»اِلاهیدرعالَمطبیعتجلبمیکندوآدمیرابهتأمّلودقّتدرآنهافرامیخواند. ازجملهی آن،زمینوزیباییهایگونهگونِموجودبررویاینکرهی خاکیاست:
«إنَّاجَعَلنَامَاعَلَیالأرضِزِینَةًلَهَا»(کهف/7).
ترجمه: درحقیقت،ماآنچهرابررویزمیناست،زیوریبرایآنقراردادیم.
همچنینآسمانوزیورهایآن،یعنیستارگانواَخترانبیشمارکهبادرخشندگیوگونهگونیِرنگهایزیبا،دیدگانهربینندهایراخیرهمیکند:
«أفَلَمیَنظُروُاإلَیالسَّمَاءِفَوقَهُمکَیفَبَنَینَاهَاوَزَیَّنَّاهَا»(ق/6).
ترجمه: آیابهآسمانبالایسرشاننمینگرندکهچگونهآنراساختهوزینتدادهایم؟!
قرآنکریمسپستوجّهمارابهسویجزئیّات«جَمال»وزیباییهایآفرینشجلبمیکند،کهیکیازسادهترینوابتداییترینآنها همین «باران» است؛خدایمتعالدراینبارهمیفرماید:
«وَ تَرَیالجِبَالَهَامِدَةًفَإذَاأنزَلنَاعَلَیهَاالمَاءَاهتَزَّتوَرَبَتوَأنبَتَتمِنکُلِّزَوجٍبَهیجٍ»(حج/5).
ترجمه: وزمینخشکیدهرامیبینیولیچونآب(=باران) برآنفرودآوریم،بهجنبشدرمیآیدونموّمیکندوازهرنوع[رستنیهایِ] نیکومیرویاند.
یااینکهمیفرماید:
«وَأنزَلَلَکُممِنَالسَّمَاءِمَاءًفَأنبَتنَابِهِحَدَائقَذَاتَبَهجَةٍ»(نمل/60).
ترجمه: وبرایشماآب(=باران)ـیازآسمانفرودآورد،پسبهوسیلهآن،باغهایبهجتانگیز(وزیبا) رویانیدیم.
باتأمّلدرمفهومواژهی«بَهیج»،درمییابیماینواژهازیکسوبرصفتوحالتیدلالتداردکهبههنگامروییدنگیاهانوگلهایزیبااززمین،پدیدمیآیدوازسویدیگر،آننیرویاثرگذارِحاصلازاین«جَمال»و«اِبتهاج»وخشنودیدلآدمیازآنرامیرساند.
قرآنکریمدرجاییدیگرمیفرماید:
«أوَلَمیَرَواإلَیالأرضِکَمأنبَتنَافِیهَامِنکُلِّزَوجٍبَهیجٍ»)شعراء/7).
ترجمه: آیادرزمیننمینگرندکهچقدردرآنازهرگونهجفتهایِنیکو(وزیبا) رویانیدهایم.
واژهی «بَهیج»دراینآیه،برمفهومیافزونبر«جَمال» وزیبایی،یعنیمنفعترسانیوسوددهینیزدلالتدارد.
بالاترازهمهی اینها،صورتگریوچهرهپردازیزیبایانساناستکهخدایمتعالدرردیفموضوعاِتقانصُنعواستوارینظامآسمانهاوزمینازآنیادکردهاست:
«خَلَقَالسَّمَوَاتَوَالأرضَبِالحَقّوَصَوَّرَکُمفَأحسَنَصُوَرَکُم»(تغابن/3).
ترجمه: آسمانهاوزمینرابهحقآفریدوشما[=آدمیان] راصورتگریکردوچهنیکوصورتهایتانراآراست.
«جَمال»وزیباییدرانسانمنحصربهاَنواعواَقسام«جَمال»وزیباییهایِظاهرینیست؛بهرَغمجذّابیّتبسیارآنوباوجوداینکهدیدههارامسحورودلهارامفتونخودمیکندوبهاصطلاح«فتنه» میانگیزد. هنگامیکهآدمیبهصفاتپسندیدهمعنویوروحانیآراستهگردد،درواقع«جَمال»وزیباییدرشخصیّتوباطناوجلوهگرشدهاست.قرآنکریمدرداستانحضرتیوسف(ع)،بهیکتجربهی شخصیدراینبارهومَفتونومسحورشدنِیکزنبهجمالیوسف(ع) کهبهغفلتوپریشانخاطریِویانجامید،اشارهدارد. البتهجَمالوزیبایییوسف(ع)،قطعاًمنحصربهویژگیهایِظاهریوزیباروییِوینبوده،بلهمانجگونهکهقرآنکریمبداناشارتدارد،بهدرخششوپاکیزگیِروحورواناونیزارتباطداشتهاست.
یادکرد «جَمال» وزیباییدرقرآن،دربارهی انواعحیواناتبهعنوانمخلوقاتالاهینیزآمدهاست:
«وَالأنعَامَخَلَقَهَالَکُمفِیهَادِفءٌوَمَنافِعوَمِنهَاتَأکُلوُنَ * وَلَکُمفِیهَاجَمَالٌحِینَتُریحوُنَوَحِینَتُسرِحوُنَ»(نحل/5-6).
ترجمه: وچارپایانراآفریدکهدرآنهابرایشما[وسیله] گرمی(=پوششگرم) وسودهاییاست. واز[شیروگوشت] آنهامیخورید * ودرآنهابرایشمانشانیازشکوهوزیباییاست؛شبانگاهانکه[آنهارا] ازچراگاهبرمیگردانیدوبامدادانکه[آنهارا] بهچراگاهمیبرید.
اینآیه،بهزیباییهاوحکمتهایبهکاررفتهدرخلقتچارپایاناشارتدارد؛بهویژه «اسب» که[ازدیرباز] زیبایی،تَناسباَنداموراهرفتنبانازوغمزهومغرورانهاشآدمیرابهشگفتیواداشتهوهموارهاینحیوانراگرامیداشتهاست.
امّا«جمال» وزیباییهاییراکهخدایمتعالدرآفرینشانواعپرندگان،پروانهها[یرنگارنگ]،حیواناتدریاییودیگرموجوداتزندهملحوظداشته،ذیلمفاداینآیهمیگنجد:
«ألَّذِیأحسَنَکُلَّشَیءٍخَلقَهُ»(سجده/7).
آنچهتاکنونبیانداشتهایم،مربوطبهزیباییهایدیدنیوقابلمشاهدهباچشممیباشد؛امّاقرآنکریمبهزیباییهایشنیدنی،بهویژهآوازهاینیکونیزاشارتدارد. مفسّراندرتفسیراینعبارتقرآنی: «یَزِیدُفِیالخَلقِمَایَشَاءُ» آوردهاند: «ازاموریکهخدادرآفرینشمخلوقاتمیافزاید،یکیصداینیکووزیباست». خدایمتعالازامورفطریانسانکهیکیازآنهاحُبّجَمالوزیباییمیباشد، آگاهاست؛ازهمینرو،رسولخدا(ص)میفرماید:  «خداهیچپیامبرورسولیرابرنیانگیخت،مگراینکهزیبارو،خوشصداودارایتبارشریفبود» .
قرآنکریمازصداینیکونیزبرایماسخنگفتهاست؛هنگامتسبیحگوییودعاخواندنِحضرتداوود(ع)کهکوههاوپرندگاننیزبااوهمنوامیشدند:
«وَلَقَدءَآتَینَادَاوُدَمِنَّافَضلاًیَاجِبَالُأوِّبِیمَعَهُوَالطَّیرُ»(سبأ/10).
ترجمه: وبهراستیداوودراازجانبخویشفضیلتیعطاکردیم. [وگفتیم:] ایکوهجها! بااودر [تسبیحگویی] همنواشوید؛وایپرندگان! [شما نیز هماهنگیکنید].
روانیستکسیازاینکهکوههاوپرندگانباداوود(ع)درتسبیحگوییودعاخواندنهمنوامیشدندوآنهانیزاَذکارراتکرارمیکردند،اظهارشگفتیکند؛چه،مانبایدهیچگاهاموررادرنسبتباآدمیبسنجیم؛زیراقرآنکریمهموارهبیانمیجداردکههمه موجوداتبهتسبیحگوییوعبادتمشغولاند؛هرچندکهماآنرادرکنکنیم(ر.ک: اسراء/44). درقرآنکریمآمدهاستکهکوههانیزبهعبادتخدامیپردازند؛چنانکهجملگیکائنات،هریکبهشیوهمخصوصبهخود،بهتسبیحگوییوعبادتِخدامشغولاند(ر.ک: حج/18). مرغانوپرندگانهمبهستایشونیایشخدامیپردازند:
«ألَمتَرَأنَّاللهَیُسَبِّحُلَهُمَنفِیالسَّمَوَاتِوَالأرضِوَالطَّیرُصَافَّاتٌکُلٌّقَدعَلِمَصَلاَتَهُوَتَسبِیحَهُوَاللهُعَلِیمٌبِمَایَفعَلوُنَ»(نور/41).
ترجمه: آیاندانستهایکههرکه (وهرچه) درآسمانهاوزمیناست،برایخداتسبیحمیگویندوپرندگان [نیز] درحالیکهدرآسمانپرگشودهاند [تسبیحاومیگویند]؟همهستایشونیایشخودرامیدانند. وخدابهآنچهمیکنند،داناست.
درتأییداینحقیقتوشاهدبرآن،مناشکالیدرنقلیکپدیدهکههماکنوندرجهانخارجموجوداست،نمیبینم. درکشورسوئیس، کوهیاستبهنام«زِرمَت((Zermat» کهبهسببارتفاعبلندشمیانکوههایاطرافآنمنحصربهفرداست. نوکقلّهیاینکوه،بهگونهی بسیارآشکارونمایاناِنحناوکَجیدارد. مردمآن سرزمین چنین باور دارند: «اینکوه،دربرابرعظمتخالقهستی،سرخَمکردهاست».
  [همانگونهکهپیشتربیانداشتیم]«جَمال» وزیباییمنحصربهامورمحسوسنیست؛لذا«جَمال» وزیباییدراخلاقانسانینیزجلوهگرمیشودوازهمینروستکهتعبیر«حُسنخُلق»(=اخلاقنیکو یا خوشاَخلاقی) بسیارکاربردداردو از همین روست که کردارهایشایستهی آدمیرا«حَسَنات» میخوانند.همانگونهکهپیشتربیانداشتیم،ازمعانیپُرکاربردریشهی «حُسن»،زیباییاستوازهمینرو،کردارهایشایستهرا«حَسَنات» میخوانند؛ زیراجانهایآدمیانرازیباونیکومیگرداند. البتّهاینزیباییباچشم ظاهری رؤیت نمیشود،بلکهبادلودیدهی بصیرتدرکمیگردد.
  [دراینباره] واژهی «اِحسان» نیزدرقرآنکریمبهکاررفتهاست. «اِحسان» (=نیکوکاری) درقرآن،مفهومیاستکلّیکهخدایمتعالدرکنار«عدالت» بدانفرماندادهاست:
«إنَّاللهَیَأمُرُبِالعَدلِوَالإحسَانِ»(نحل/90).
ترجمه: بهراستیکهخدابهعدالتونیکوکاریفرمانمیدهد.
  «اِحسان» [در قرآن کریم] بهطورویژهدرشیوهی رفتارباپدرومادربهکاررفتهوالبتّهمنظورازآنتنهاکمکهایمالینیست؛بلکهمقصودگونههایِمختلفنیکوکاریاست؛چهیاریهایمالیوچهبهجایآوردناحتراموخوش رفتاری بادیگران. قرآنکریممیفرماید:
«قوُلوُالِلنَّاسِحُسناً»(ر.ک: بقره/83).
ترجمه: بامردمبهنیکی و با زبانخوشسخنبگویید.
ویااینکهمیفرماید:
«وَوَصَّینَاالإنسَانَبِوَالِدَیهِحُسناً»(ر.ک: عنکبوت/8).
ترجمه: وبه آدمیسفارشکردیمکهبهپدرومادرخویشنیکیکند.
منظورازنیکیبهپدرومادر،همسخنگفتنباآنانبهنیکی و با زبانخوشاست وهمخوش رفتاریبا ایشان؛تاآنجاکهبدانحدّاززیباییمیرسدکهآنرا«حَسَن»(=نیکو) خواندهاند.
ازآنجاکه «جَمال» وزیباییدرجملگیکردارهایشایسته -چهتکالیفشرعیوچهبایستههایاخلاقی- جلوهگرمیشود،برآدمیواجباستکهاسلاموعبادتخویشرانیکوسازد؛آنچنانکهازفرورفتنوغرقشدناودرمناجاتالاهی،معنایحقیقیواژه«اِحسان» دراینفرمایشگرانسنگرسولخدا(ص)محقّقمیشود: «اِحسان(=نیکوکاری) حقیقیایناستکهخدایراچنانعبادتکنیکهگویاداریاورامشاهدهمیکنی».
قرآنکریمهمگانرابهرعایت«جَمالمعنوی»درانجامواجباتیکهبرگردنماست،فرمانمیدهد؛بدینترتیبکهآدمیبایستیاحساساتدیگریراهممحترمشمارد. برایمثال،اصطلاح«سَراحجَمیل»(=جداییوطلاقباخوشی) برایهنگامیکهمیخواهدپیوندازدواجیکزوجازهمگسستهشود،بهکاررفتهاست. خدایمتعالبهمرددرچنینصورتیفرماندادهکهنهایتاحتراموگرامیداشترانسبتبهزنیکهمیخواهدازاوجداشود،بهکارگیردوخطاببهاومیفرماید:
«فَمَتِّعوُهُنَّوَسَرِّحوُهُنَّسَرَاحاًجَمِیلاً»(احزاب/49).
ترجمه: پسمَهرشانرابهطورکاملبپردازیدو باخوشیوخرّمی ازآنهاجدا شوید.
  «جَمال»مطلوبدرحالاتنَفسانیوروحانیانساننیزمحقَّقمیشود؛ازجملهمفهوم «صَبرجَمیل» کهبهمعنایخشنودی،رضایتقلبی،نداشتنتشویشخاطروباوربهوجودحکمتیالاهیدرمصیبتهاییاستکهبهآدمیمیرسد. «صَبرجَمیل» گاهبراذیّتوآزاراستکهازسویدیگرانبهآدمیمیرسدواینمفهومدراینجابهمعنای«گذشت» نسبتبهآنانو«پافشارینکردنبرانتقام» وحتّیدعاکردنبرایآناناست. خدایمتعالخطاببهرسولشمیفرماید:
«وَإنَّالسَّاعَةَلَآتِیَةٌفَاصفَحِالصَّفحَالجَمِیلَ»(حجر/85).
ترجمه: ویقیناًقیامتفراخواهدرسید؛پسبهزیباییگذشتکن!
یادکردموضوع «جَمال» وزیباییدرقرآنکریمبهصورتگسترده،وتوجّهدادنِهمگانبهسویآن،ازدلایلوخاستگاههایاهتمامبهموضوعحیاتآرمانیوزیبانزدمسلماناناست. آنانزیورها،عطروبوهایخوش،جامههایآراستهوکلّیّهیمَظاهر«جَمال»رادرمناسبتهاواَعیادملّی-مذهبی،بهویژهبنابرتصریحقرآندرروزجمعهبههنگامرفتنبهمساجدبهکارمیگیرند:
«یَابَنِیءَآدَمَخُذوُازِینَتَکُمعِندَکُلِّمَسجِدٍ»(اعراف/31).
ترجمه: ایآدمیزادگان! درهرمسجدی [بههنگامنماز] زیورها [وجامههایآراسته] یخویشرابرگیرید.
قرآنکریمهمچنینمردمرابدیننکتهتوجّهمیدهدکهخدایمتعالبهکارگیریزیورهاوزیباییهارابربندگانشحرامونارواندانستهوتصریحمیکندآنها «زیورهایخدا» هستند؛چراکهازجانباوبهبندگانعطاشدهوبرگرفتهازآفرینشبینظیراوهستند:
«قُلمَنحَرَّمَزِینَةَاللهِالَّتِیأخرَجَلِعِبَادِهِوَالطَّیِّبَاتِمِنَالرِّزقِقُلهِیَلِلَّذِینَءَآمَنوُافِیالحَیَوةِالدُّنیَاخَالِصَةیَومَالقِیَامَةِکَذَلِکَنُفَصِّلُالآیَاتِلِقَومٍیَعلَموُنَ»(اعراف/32).
ترجمه:[ایپیامبر!] بگوزیورهاییراکهخدابربندگانشپدیدآورده،و[نیز] روزیهایپاکیزهراچهکسیحرامگردانیده؟! بگواین[نعمتها] درزندگانیِدنیابرایکسانیاستکهایمانآوردهاندوروزقیامت[نیز] خاصّآنانمیباشد. اینگونهآیاتِ[خود] رابرایگروهیکهمیدانند،بهروشنیبیانمیکنیم.
وچونخدایمتعالبهرهبرداریاززیورهایمختلفوهمه برخورداریهایِمتعدّدیراکهزندگیدنیویبهاوارزانیداشته،برایشحلالشمردهاست،اینهاهمهرا -همانگونهکهازآیهی پیشیندریافتمیشود- مشروطبهرعایتارزشهایاخلاقیدانستهاست؛چه،«جَمال» حقیقیبراینایلشدنبه «لذّتبرتر» استونه «ابتذال» وپستی. ازهمینروستکهخدایمتعالپسازآیهی فوق،مواردحراموممنوعراذکرمیکند،کهعبارتاستاز: «فَواحِش»(=زشتکاریها)،چهآشکارباشدوچهپنهان».
بانگرشی[دقیق] درتمدّناسلامی،ملاحظهمیگرددکهموضوعزیباییشناسیازنمودهاوتجلّیّاتقابلتوجّهآناست؛چههنرهایظریفوزیبا مانندخوشنویسیاسلامی،یاهنرهایتزیینیوچهزیباییهاوهنرهاییکهدرسطحیکعمارتمجلّلبهکاررفتهاست؛مانندشکوهوعظمتمساجدبزرگدرجهاناسلام؛ازکشورهایمسلمانآسیایمیانهوهندگرفتهتاایرانوشاماتومصروشمالآفریقاوجامعبزرگقرطبه،بهویژهمساجدباشکوهاستانبولودیگرشهرهایبزرگترکیه،کهازنظرهنرمعماریودیگرهنرهانظیرخوشنویسی،کاشیکاریوآجروسفالبسیارقابلتوجّهاندونهایتدقّتوظرافتدرآنهابهکاررفتهاست. درداخلاینمساجد،آیاتقرآن [احادیثنبوی(ص) و سخنان پیشوایان دین] باخطوطبسیارزیبایاسلامیکتابتشدهاست.
کسیکهاینآیاترابادقّتدرمعانیژرفآنهاتلاوتکند،درمییابدکهمنظورازکتابتآنهاصرفاًزیباییظاهرینبوده،بلکهآنهابهمثابهتابلوهاوپیامهاییازاصولحیاتایمانیوفکریاسلاموحتّیبهعنوانرؤوسسیاستگزاریدرحکومتاسلامیبهشمارمیروند. همچنین،شماریازمساجددرپایتختهایکشورهایاروپاییوجوددارند؛مانندمسجدجامعپاریس. دراینمساجد،برخیازآیاتقرآنبهصورتیبسیارزیبا،باخطوطاسلامی[وحتّیترجمههایآنهابهزبانهایلاتینی] خوشنویسیشدهتاشهرونداروپاییکهآنهارامشاهدهکردهودرمعانیوظَرایفهنریِبهکاررفتهدرآنتأمّلمیکند،درسرزمینخودشاهدنُمودیازمظاهر«جَمال» وزیباییدرتمدّناسلامیباشد.
دانشمنداناسلامیدرموضوعزیباییشناسیوجمالوحُسنبهکاررفتهدرصُنعالاهی،بهتألیفآثاریپرداختهودارایدیدگاههاوآراییویژهدراینخصوصهستند. شاعرانمسلماننیز [درطولتاریخ] دربارهبسیاریاززیباییهاومظاهرجمالالاهیدرعالَمطبیعتسخنگفتهوسرودههایبسیاریدربابجمالرُخمعشوقدارند. بهباوراینجانب،شاعرانمسلماندرصورتگریوترسیمچهرهیانسانازهمهیملّتهاپیشگامترند؛همچنانکهدرتوصیفظرافتهاوزیباییهایبهکاررفتهدرآفرینشمخلوقات -حتّیمخلوقاتیکهدرنظرآدمیناچیزبهشمارمیجروند- بهویژهظرافتوزیباییگلها،بابهرهگیریازصنایعمختلفلفظیومعنوی،ازجملهپیشروترینملّتهاهستند. ازجمله  نظریّهپردازانِموضوع«زیباییشناسی»[دراسلام]،دانشمندانیچون «اِبنحَزماَندلسی»و[حجّةالاسلامابوحامد] «غَزالی»[صاحباثرمشهور إحیاءعلومالدّین] هستند.
وازآنجاکهجَمالوزیباییهایموجوددرجهانآفرینش،نُمودیاستازمظاهرصُنعبَدیعالاهی،بنابرایننگریستنِباتأمّلدرمظاهرجَمال،مسلمانِ [اهلبصیرت] راهموارهبهیادصانِعوآفرینندهجَمالمیاندازد؛لذاستکهاوخودبهخودوناخودآگاههمیشهبهیادخداست. درتعبیراتعالمان [دینی] آمدهاست: «جمالصحیحوحقیقیآناستکهزبان[آدمی] رابهتسبیحگوییِ[خدا] وادارَد».ونیزازآنجاکهجمالوزیباییبهکاررفتهدرمخلوقاتالاهی،چونانجامهایاستکهخدایمتعالبرتنآنانپوشانده،شاعرانوبهویژهعارفانِشاعردرسرودههایخودبهبزرگداشت«جَمال» إلاهیپرداختهاند. ازبزرگترینعارفانوصوفیانِشاعرکهدراینبارهسرودههاییبسیار [بهزبانعربی] دارد،«اِبنفارِض»  (درگذشته632ق) است.
مشاهدهودیدار «جَمال» الاهی،همانسعادتآرمانیاستکهمؤمناندرآخرتانتظارآنرامیکشند. وازآنجاکهخدایمتعالآنچنان«جَمال» خویشرادرمخلوقاتپدیدارساختهکهعقلودل [آدمی] رامیرباید،پسمشاهدهی«جَمال» الاهیاورابهمرحلهی «فنایمطلق» در«جَمال» پروردگارمنتقلمیسازد؛ کهازآنرهگذر،جانآدمیکامرواگشتهومدامجَمالیفزونتروبیشترحاصلمیکند.









ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

تصویرگری قصه های قرآنی

واژه «اسرائیلیات» جمع «اسرائیلیه» و آن عبارت از قصه و یا حادثه ای است
یک جستجوی آماری کوتاه کافی است تا تعداد کتاب های منتشر شده  هرسال، در حوزه دین و قرآن را به عنوان پرتیراژترین کتاب های بخش کودک و نوجوان اعلام کنیم.

پرونده (ترجمه)

محمد صادقی اصفهانی معروف به صادقی تهرانی، متولد ۱ فروردین ۱۳۰۵ تهران - درگذشت: ۱ فروردین ۱۳۹۰ قم. از مراجع تقلید شیعه و مفسران قرآن است.
رويكرد گسترده عالمان فارسي زبان به برگردان قرآن كريم به زبان فارسي كه در چند دهه اخير حيات و نشاطي دو چندان به خود گرفته است.

پرونده (دایرة المعارف قرآن)

دائره المعارف قرآن در پنج جلد مشتمل بر قريب هفتصد مدخل به زبان انگليسي از سال ۲۰۰۱ الي ۲۰۰۶ ميلادي در انتشارات بريل در ليدن هلند چاپ و منتشر شده است.

یادنامه استاد محمد باقر بهبودی

مرحوم استاد محمد باقر بهبودی خراسانی یکی از قرآن پژوهان و حدیث شناسان نامدار بودند که در سال ۱۳۰۸ شمسی (مطابق با ۱۳۵۰ قمری) به دنیا آمدند.
«معانی القرآن» یکی از ترجمه‌های قابل توجه و جذاب و خواندنی نیم سده اخیر زبان فارسی است.

زبان قرآن

مطالعات قرآنی در غرب مانند هر پدیده دیگر علمی و انسانی در جهان ما، طی سده ها و دهه های گذشته تطور و تحول بسیار داشته است.
زبان قرآن، شناخت سبک و شیوه ای است که خداوند با انسان ها سخن گفته است.

پرونده زن و قرآن

از دیر باز قرآن کریم و تعالیم آسمانی و الهی، با ادب و فرهنگ فارسی پیوندی دیرینه داشته است قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی و دینی ما، همواره الگوی شاعران و نویسندگان بوده است.
نشست «تحلیل سیر نزولی آیات قرآن درباره زنان با تأکید بر جایگاه مدیریتی زنان» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

توسعه فرهنگ قرآنی

گفتگو با خانم دکتر فروغ پارسا؛ رئیس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی  
آمنه ساعدی برگزاری نمایشگاه بین المللی  قرآن کریم که سابقه اش به سال ۱۳۷۲ می رسد، از نخستین قدم های دولت جمهوری اسلامی ایران، برای معرفی هر چه بهتر قرآن و هنرهای وابسته به آن در سطح جهان است.

قرآن و دیگر کتابهای آسمانی

بررسی دیدگاه اسلام و مسیحیت درباره سرشت انسان است که با تکیه بر متون مقدس این دو دین تدوین یافته است.
در سده های اخیر، کتاب مقدس زیر ذره بین نقادان قرار گرفته و تفکر مدرن لرزه بر پایه های حجیت این کتاب انداخته است.

قرآن و اخلاق

رساله‌ای پر ارزش و پرمغزا ز آیت‌الله حسن‌زاده آملی که خواندن آن، می‌تواند درهای بسیاری از دانش اخلاق و قرآن را رخ نماید.
با ژرف اَندیشی در مفاهیم بلند قرآن کریم، این حقیقت را به خوبی میتوان دریافت که این کتاب آسمانی تا چه میزانی با بهره گیری از یک سری اصول معرفت شناختی به آگاه سازیِ خردهای آدمیان می پردازد.

پرونده (تفسیرپژوهی)

اندرو ریپین از برجسته‌ترین و پرکارترین قرآن پژوهان معاصر، متولد سال ۱۹۵۰ کشور انگلستان است.
 عنوان بحثی که پیش رو دارید، «چشم‌انداز مطالعات قرآني با محوريت تفسير» است.

پرونده تفسیر با رویکرد اجتماعی

نخستین مرحله پیدایی فی ظلال القرآن به سال ۱۹۵۱ در مجله «المسلمون» برمیگردد که سعید رمضان منتشر کننده این مجله از سید قطب خواست تا بهگونه پیوسته نوشتاری در آن مجله داشته باشد.
گفتگو با حجت­ الاسلام و المسلمین سید محمد­علی ایازی

قرآن و ادبيات

ابعاد گوناگون زیبایی‌های قرآن کریم از چندین زاویه شایان بررسی‌اند و برای شناخت آن‌ها دانش‌هایی به کار می‌آیند.
درباره ساختار قصه ها پژوهش های بسیار انجام شده است.

صوت و تصویر

تجزيه و تحليل تجربه پژوهش دكتر احمد پاكتچی مکان: تهران، بنياد دايرة المعارفزمان: ۲۴ آذر ۱۳۹۵هفته پژوهش

Back to Top

Golestan Quran
Template Design:Zand Group