Golestan Quran


رويكرد گسترده عالمان فارسي زبان به برگردان قرآن كريم به زبان فارسي كه در چند دهه اخير حيات و نشاطي دو چندان به خود گرفته است.

نكته سنجان و منتقدان بسياري را به موشكافي و تأمل در اين آثار ارزشمند برانگيخته و بابي نوين را در پژوهش هاي قرآني با عنوان «نقد ترجمه¬هاي قرآن كريم» گشوده است كه حيات جدي آن از نيم قرن تجاوز نمي¬كند. چند سالي است كه اين روند با تب و تابي روز افزون، بخشي از همت اديبان و پژوهش¬گران معارف قرآن را به خود معطوف داشته است؛ روندي كه نه تنها ترجمه قرآن را به سوي صحت و دقت هر چه بيشتر سوق داده بلكه در تدوين اصول و قواعد علمي حاكم بر ترجمه قرآن نيز نقش بسزايي ايفا كرده است. بررسي قريب يكصد مقاله كه تا كنون در زمينه نقد ترجمه¬هاي فارسي قرآن كريم به چاپ رسيده حاكي از آن است كه نويسندگان آنها آثار خود را در قالب¬ها و ساختارهاي متفاوتي عرضه كرده¬اند. مقاله حاضر به بررسی ترجمه فارسی آیات 20، 23 و 25 سوره مبارکه بقره می¬پردازد.

آیه 20 بقره
عبارتِ «... كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ....»، در ترجمه خرمشاهی چنین آمده¬است: «هرگاه که [برق راهشان را] روشن کند پیش روند و چون [راهشان را] تاریک کند بایستند».
در این آیه مقابله¬ای دقیق بین کابرد حرف لام و علی وجود دارد: در اولی با سود بردن از نور ناشی از برق و در دومی با تصویر سنگینی تاریکی و ناکامی منافقان به سبب از دست رفتن نور، این مقابله ترسیم شده است. سنگینی و ناکامی تاریکی با واژه¬ای چون «افکندن» ثقل لازم را پیدا می¬کند. در ترجمه کل آیه جای پرسش است: چرا «مشوا فیه» پیش رفتن باشد؟ مشی انتقال با اراده از جایی به جایی است، چه به پیش و چه به پس.
پس ترجمه بهتر این است: «هرگاه [که برق راهشان را] برای ایشان روشن کند در [نور] بر ایشان تاریکی افکند بایستاد».
عبارتِ «.....إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، در ترجمه خرمشاهی چنین آمده است: «چرا که خداوند بر هر کاری تواناست».
مترجم محترم بر اساس سلیقه خود در بیشتر موارد «شیء» را «کار» ترجمه نموده¬اند و در واقع تفسیری را که از آیه در موارد استعمال خاص آن در ذهن داشته¬اند در ترجمه منعکس کرده¬اند؛ ولی واژه «چیز» که معادل «شیء» است اعم از «کار» است.
بنابراین ترجمه دقیق¬تر آیه چنین است: «به راستی که خداوند بر هر چیزی تواناست».
عبارتِ «لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ»، در ترجمه خانم صفارزاده آمده است: «اگر خداوند اراده مى‏فرمود، قدرت شنوايى و بينايى آنها [در اثر رعد و برق] نابود مى‏شد»، حال آن كه فعلِ «ذهب» در اين عبارت با حرفِ «باء» متعدى شده و بايد آن را اين¬گونه ترجمه كرد: «قدرتِ شنوايى و بينايى آنان را از بين مى‏برد».
عبارتِ « َكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»:
«نزدیک باشد که برق روشنی چشمهایشان ببرد، هرگاه روشنی ببینند در آن قدم بردارند و چون تاریک شود (حیرت‌زده) بایستند و اگر خدا خواستی گوش آنها را (به بانک رعد) کر و چشم آنان را (به تابش برق) کور می‌ساخت که خداوند بر همه چیز قادر است.» (الهی قمشه‌ای)
«(روشنایی خیره کننده) برق، نزدیک است چشمهایشان را برباید. هر زمان که (برق جستن می‌کند و صفحه بیابان را) برای آنها روشن می‌سازد. (چند گامی) در پرتو آن راه می‌روند و چون خاموش می‌شود، توقف می‌کنند و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آن¬ها را از بین می‌برد. چرا که خداوند بر هر چیز تواناست.» (مکارم)
«نزدیک است معجزه‌ای که برآید دیده‌هایشان هرگه روشن بشود ایشان را برفتند در او و چون تاریک شود بر ایشان بایستند و اگر خدای تعالی خواهد ببرد گوشهای ایشان و دیده‌های ایشان و خدای بر همه چیز تواناست.» (ابوالفتوح)
 «نزدیک باشد روشنایی خیره کننده برق دیدگانشان را برباید. در هر لحظه‌ای که برق می‌جهد و راه را برای آنان روشن می‌سازد، پیش می‌رود و هنگامیکه خاموش می‌شود، باز می‌ایستند و اگر خدا می‌خواست گوش آنها (گرویدگانشان) را کور می‌کرد، که خداوند بر هر چیز قادر است.» (پورجوادی)
 «خواهد آن برق درخشنده که دیدهای ایشان برباید چون ایشان را جای روشن کند در آن بروند و چون و تاریک گردد ور ایشان بر پای بمانند و اگر خواهد الله هم شنوایی ایشان ببرد و هم دیده‌های ایشان به درستی که الله همه چیز را قادر است و همه کار را توانا.» (میبدی)
اشکالات: نظر به این¬که «مشی» (انتقال با اراده از جایی به جایی است چه به پیش و چه به پس.) آقای الهی ترجمه مطابق این واژه را در ترجمه لحاظ نکرده، نظر به اینکه ادوات شرط به سر فعل در ترجمه آقای مکارم، ترجمه واژه «أظلم» (خاموش شدن) نیست و این معادل «أطفأ» است. بهتر بود آقایان الهی و پورجوادی و مکارم از این فراز آیه «لو شاءَ اللهُ لَذهب یسمعهم و أبصارهم» را اینطور ترجمه می‌کردند:
(خداوند اگر می‌خواست، شنوایی و بینائی‌شان را از بین می‌برد، بهتر بود آقای رازی (مجمره) را به «برق» ترجمه می‌نمود و «یخطف» را دقیق ترجمه می‌نمود به (می‌رباید).
در ترجمه رازی (برفتند) ترجمه «مشوا» نیست و بهتر بود تعبیر همچون (به راه افتند) ترجمه کند، در ترجمه آقای پورجوادی بهتر بود ترجمه واژه «أضاء» را طبق فعل موجود در آیه ترجمه می‌نمود و تعبیر (می‌جهد) را به تعبیری همچون (روشن کند) در ترجمه لحاظ می‌کرد. میبدی «یکاد» که از افعال مقاربه است در ترجمه لحاظ نکرده با توجه به ماده «مشی» که گفتیم (انتقال با اراده از جایی به جایی است چه به پیش و چه به پس) و مطلق رفتن را می‌سازند بهتر بود همه مترجمین تعبیر (را افتند) در ترجمه‌های خود لحاظ می‌کردند.
با توجه به این¬که فراز «إن الله علی کل شیءٍ قدیر» در مقام تعلیل است نسبت به ماقبل، بهتر بود مترجمین در ترجمه خود این نکته را لحاظ کنند و بیان کنند: (زیرا که بی‌شک خداوند بر هر چیز تواناست) و در این آیه مقابله‌ای دقیق بین کاربرد حرف «لام و علی» وجود دارد: در اولی با سودن بردن از نور ناشی از برق و در دومی با تصویر سنگینی و ناکامی منافقان به سبب از دست رفتن نور، این مقابله ترسیم شده است. سنگینی و ناکامیِ تاریکی با واژه‌ای چون (افکندن) ثقل لازم را پیدا می‌کند.
ترجمه پیشنهادی: نزدیک است که برق (نور) چشمانشان را برباید، هرگاه که (برق، راهشان را) برای ایشان روشن کند در پرتو (نور) آن به راه افتند و گاهی که (رفتن نور) برایشان تاریکی افکند بایستند.

آیه 23 بقره
عبارتِ «وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»، در ترجمه فولادوند چنین آمده است: «و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده¬ایم شک دارید پس ـاگر راست می¬گویید ـ سوره¬ای مانند آن بیاورید.....».
بهتر بود چنین آورده شود: «و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده¬ایم بر شکید پس ـاگر راست گویید ـ سوره¬ای مانند آن بیاورید».
تا مفهوم کان ناقصه در هر دو مورد انعکاس می¬یافت و کلمه «ریب» و «صادقین» به¬صورت اسم معنی می¬شدند.
عبارتِ «... وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ..»، در ترجمه خرمشاهی چنین آمده است: «و از یاورانتان در برابر خداوند، یاری بخواهید».
اشکال: ترجمه شهدائکم به «یاورانتان» و ادعوا به «یاری بخواهید» نوعی تفسیر است نه ترجمه.
ترجمه صحیح آیه: «و گواهانتان را ـ جز خدا ـ فراخوانید».
در آیه 23  بقره، ترجمه استاد ولی، که همراه با آیه 24 به قاطع‌ترین وجهی تحدی صورت می‌گیرد عبارت قرآنی «وادعوا شهدائکم من دون الله» چنین ترجمه شده است: «در این راه  یاوران و گواهان خود را جز خداوند فرا خوانید»، جز خداوند موهم این معنی است که گویی خداوند جزو یاران و گواهان ایشان است، و به همین جهت با کلمه «جز» استثنا شده است. به نظر اینجانب برای رفع این ایهام بهتر است «من دون الله» را «در برابر خداوند» ترجمه کنیم.
عبارتِ «وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»:
«و اگر شما را شکی است در قرآن که ما بر محمد(ص) بنده خود فرستادیم پس بیاورید یک سوره مانند آن و گواهان خود را بخوانید (از بزرگان و فصحاء هرکه را می‌خواهید کمک طلبید) به جز خدا اگر راست می‌گویید (که این کلام مخلوق است نه وحی خدا).» (الهی قمشه‌ای)
«اگر درباره آن¬چه بر بنده خوده (پیامبر) نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید [دست کم] یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را ـ غیرخدا ـ برای این کار فرا خوانید اگر راست می‌گویید.» (مکارم)
 «و اگر می‌باشی در شک از آنچه ما فرستادیم بر بنده ما، بیارید سوره‌ای مانند این و بخوانید گواهانتان به جز خدای، اگر راست می‌گوئی.» (ابوالفتوح)
 «اگر شما به چیزی که ما بربنده خود نازل کردیم شک دارید و راست می‌گویید یک سوره مانند آن بیاورید و گواهان خود را ـ غیر از خدا ـ بر این کار دعوت کنید.» (پورجوادی)
 «و اگر شما در شور دل و گمان می‌باشید از آنچه فرو فرستادیم بر رهی و بنده خویش از پیغام، بیارید یک سوره، همچون قرآن وانگه پس این معبودان که دارید ایشان را خدا می‌خوانید فرود از خدا اگر این که از شما خواستند توانید و در توان نمودن راست گوئید.» (میبدی)
اشکالات: بهتر بود آقایان الهی، مکارم، رازی، پورجوادی و میبدی در ترجمه عبارت «إن کنتم فی ریب مما...» چنین می‌آوردند (اگر بر آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم بر شکّید) تا مفهوم کان ناقصه دقیق انعکاس یابد. در ترجمه آقای الهی عبارت (در قرآنی که ما بر محمد)‌ در متن آیه نیست و بهتر بود در پرانتز بیان می‌نمودند، آقای مکارم هم بعرت بود عبارت (برای این کار) را در پرانتز مطرح می‌کردند. در ترجمه آقای رازی ضمیر «ه» در «مثله» را به این ترجمه نموده که صحیح نیست. بهتر بود آقای پورجوادی ترجمه واژه «و أدعوا» را به (فراخوانید) ترجمه می‌کرد. در ترجمه میبدی اضافات تفسیری زیادی است که ایشان تفسیر و ترجمه را خلط کرده‌‌اند. آقایان مکارم، رازی و پورجوادی حرف «ف» در «فأتوا» را در ترجمه لحاظ نکرده‌اند. آقای میبدی «شهداءکم» را به (معبودان) ترجمه کرده است که صحیح نیست و باید گواهانتان را در ترجمه لحاظ می‌کرد.
ترجمه پیشنهادی: اگر در آنچه بر بنده خود نازل کردیم بر شکّید پس ـ اگر راست می‌گویید ـ سوره‌ای همانند آن بیاورید و گواهانتان را ـ جز خدا‌ ـ فراخوانید.  

آیه 25
عبارتِ « وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» در ترجمه حسین انصاریان چنین آمده¬است: «و اگر از آنچه که ما بر بنده خود {محمد ـص ـ} نازل کرده¬ایم شک دارید.... غیر خدا، شاهدان و گواهان خود را {از فصحا و بلغای بزرگ عرب به یاری} فراخوانید...» سخن بر سر «من دون الله» است که «غیر خدا» ترجمه شده، با اینکه این ترجمه مشهور و معمول است ولی توهم ایرادی در آن می¬رود و آن این است که با استثنا کردن خداوند از یاران بالقوه یا بالفعل آنان است. به نظر راقم این سطور ترجمه «در بابر خدا» بهتر است.
 عبارتِ « .. وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ..»، در ترجمه ابوالفضل بهرامپور چنین ترجمه شده است: «و شاهدان خود را غیر از خدا فراخوانید..» در این عبارت دو اشکال وجود دارد: الف) شهدا را در اینجا اکثر مفسران به اعوان و انصار (یاران) و یاوران) تفسیر کرده¬اند. مهم¬تر اینکه عبارت «غیر خدا» موهم این معناست که گویی {ممکن است} خداوند یاور یا شاهد آنان باشد که در اینجا استثنا می¬شود. اگر بگویند این استثناء منقطع است در پاسخ عرض می¬کنم در زبان فارسی در جملات جدی (و نه طنز¬آمیز) پدیده نحوی/ دستور زبانی استثنای منقطع وجود ندارد. «جز خداوند» هم که بعضی از مترجمانم آورده¬اند همین اشکال را دارد. باید تعبیری مانند «در برابر خداوند» و نظایر آن آورد.
آیه 25 بقره
عبارتِ  «... كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا...»، در ترجمه آیتی چنین آمده است: «و هرگاه از میوه¬های آن برخوردار شوند، گویند: پیش از این، در دنیا، از چنین میوه¬هایی برخوردار شده بودیم که این میوه¬ها شبیه به یکدیگرند».
اشکال: «أتوا» صیغه مجهول از «أتی» ـ یأتی» و مصدر آن «أتیان» است، که با حرف «بِ» متعدی شده و به معنی «آوردن» است، نه از «آتی یؤتی» که مصدر آن «ایتاء» و مجهول آن «أتوا» است و ضمیر «به» در آن به «رزقاً» برمی¬گرد نه به «ثمره» و ثمره هم مفردی است که به صورت نکره آمده است. پس ترجمه آیه چنین است: «هرگاه از آن باغ¬ها میوه¬ای به¬گونه¬ای روزی آنان شود، گویند: این همان است که از پیش به ما روزی شده بود، وهمانند آن برای آنها آورده شود».
در آيه 25 بقره، خانم صفارزاده در ترجمه عبارتِ «وأُتُوا به متشابها» آورده‏اند: «و نعمت‏هاى مشابه ديگر نيز به آنها عنايت فرموده مى‏شود». اين‏جا اصلاً سخن از نعمت‏هاى مشابه ديگر نيست. به تعبير ديگر توجه شود؛ در اين عبارت قرآنى «نعمت‏هاى مشابه ديگر» بايد ترجمه ضمير «بِه» باشد، كه قطعا نادرست است، زيرا ضمير به رزق برمى‏گردد. ترجمه دقيق و درستِ عبارت چنين است: «و آن [روزى] را همانند و همگون در ميان آورند»، و يا: «آن روزى براى آنان همگون آورده شود».
عبارتِ «و اتوا به متشابها»، در ترجمه فولادوند آمده: «و مانند آن [نعمتها] به ايشان داده شود».
معناى «اتى، ياتى‏»، «آمدن‏» است و هرگاه با «باى تعديه‏» همراه شود، به معناى «آوردن‏» است. اما همين فعل، وقتى با كمك «باب افعال‏» متعدى شود(آتى، يؤتى)، معناى آن «دادن و بخشيدن‏» مى‏شود. فعل «اتوا به‏» در اين آيه مجهول است و «باء» در آن، «باى تعديه‏» است; پس بايد در ترجمه از واژه «آورده شدن‏» استفاده شود. در ترجمه آقاى فولادوند، اين فعل به «داده شدن‏» برگردانده شده و ظاهرا با «اوتوا» (فعل مجهول از باب‏افعال) يكسان انگاشته شده است. فعل «اوتوا» (داده شدن)، 23 بار در قرآن كريم آمده، اما «اتوا به‏» (آورده شدن) تنها در همين آيه به كار رفته است. ترجمه دقيقتر آيه چنين است: «و مانند آن[نعمتها] برايشان آورده شود».
«وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا»، در ترجمه استاد ولی چنین آمده است: «و آنان را همانند [روزیِ گذشته در دنیا یا همانند هم در خوبی و زیبایی].. «برایشان آورند».
این ترجمه از جهت تحت¬اللفظی درست است، ولی از جهت نثری، نارسا و تا حدودی مبهم است، به¬ویژه اگر مطالب داخل قلاب را حذف کنیم، نارسایی نثری بیشتر آشکار می¬شود، زیرا جمله «و آن را همانند برایشان آورند». «نا زیبا و گنگ است. ترجمه روان آیه چنین است: «و همانند آن برای آن¬ها آورده¬شود». یا: «و همانند آن را برای آنها آورند».
ترجمه «جنات» به «باغ¬ها» در آیه 25 بقره (ترجمه پورجوادی) نادرست است. زیرا در قرآن حدیقه یا حدایق نیامده تا ترجمه¬اش باغها باشد، به¬ویژه آنکه عظمت و اهم یت بهشت اخروی ایجاب می¬کند که جنات تنها به بهشت ترجمه شود و وحدت رویه هم رعایت شود.
عبارتِ «وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ...»:
«به کسانی که ایمان آورده وکارهای شایسته انجام داده اند، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آن¬هاست که نهرها از زیر درختانش جاریست». (مکارم)
«کسانی را که ایمان آورده وکارهای نیک و شایسته کرده¬اند، مژده بده که ایشان را بهشتهاست که از زیر آنها، جویها روان است». (مجتبوی)
«به کسانی که ایمان آورده اند وکارهای شایسته کرده اند، نوید بده که ایشان را بوستانهایی است که در فرودست آن، جویباران جاری است». (خرّمشاهی)
ترجمه پیشنهادی: به مومنان و نیکوکاران نوید بده که آنها بوستان‌هایی دارند که در فرو دست آنها جویباران، روان است.  
عبارتِ  «وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»:
«و مژده ده ای پیامبر کسانی را که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند که جایگاه آنها باغهائی است که نهرها در آن جاری است و چون از میوه‌های گوناگون آن بهره‌مند شوند گویند: «این مانند همان میوه‌هایی است که پیش از (در دنیا) ما را نصیب بود و از نعمت¬هایی مانند یکدیگر متلذذ شوند و آنها را در آن جایگاه خوشی جفتهای پاک و پاکیزه است و در آن بهشت جاوید خواهند زیست.» (الهی قمشه‌ای)
 «به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بشارت بده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‌ای از آن به آنان داده شد، می‌گویند: این همان است که قبلاً به ما روزی داده شده بود. و میوه‌هایی که برای آنها آورده¬می‌شود همه (از نظر خوبی و زیبایی) یکسانند و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است و جاودانه در آن خواهند بود». (مکارم)
 «مژده ده آنان را که بگرویدند و کارهای نیک کردند آن که ایشانراست بهشتها که رود از زیر آنها جویها هرگه روزی دهد ایشان را از میوه‌ها روزی گویند این آن است که ما را روزی داد از پیش و از این آرند به او مانند به یکدیگر و از برای ایشان در جنّت جفتها است پاکیزه و ایشان در آن همیشه هستند.» (ابوالفتوح)
 «به مؤمنان نیکوکار بشارت بده که آنان را باغ¬هایی است که نهرها در آن جاری است و چون از میوه‌های آن روزیشان شود می‌گویند: «این مانند میوه‌ای است که پیش از این از آن برخوردار بودیم آن همه یکسان است و آنان را همسرانی پاک و پاکیزه است و جاودانه در آن خواهند بود». (پورجوادی)
 «و شادکن ایشان را که بگرویدند و کارهای نیک کردند که ایشانراست به آخرت بهشت¬ها می‌رود زیر درختان آن جویهای روان، هرگه که ایشان را روزی دهند از آن درختها میوه روزی ساخته، گویند: آن میوه است که ما را روزی داده بودند پیش از ما در دنیا و آرند پیش ایشان آن میوه بهشت مانند میوه دنیا و ایشان راست در آن بهشت هم جفتهای پاک کرده و ایشان در آن سرای جاویدانند». (میبدی)
اشکالات: معنای «أتی، یأتی» (آمدن) است و هرگاه با «بای تعدیه) همراه شود بر معنای (آوردن) است پس باید در ترجمه از واژه (آورده شدن) استفاده شود. فعل «أُتُوابه» در این آیه مجهول است و (باء) در آن (بای تعدیه) ‌است و آقایان الهی، پورجوادی، رازی و میبدی این جمله را صحیح ترجمه ننموده‌اند و این نکته را در ترجمه خویش اصلاً لحاظ نکرده‌اند.
ترجمه آقای الهی از واژه «من تحتها» (نهرها در آن) صحیح نیست. باید به (زیر آن) ترجمه می‌‌نمود. در ترجمه الهی (جایگاه خوشی) اضافی است. در ترجمه آقای مکارم در عبارت «لهم فیها...» «فیها» ترجمه نشده است. آقای رازی «جنات» را به فارسی ترجمه نکرده¬است.
ترجمه پیشنهادی: مژده بده به کسانی که ایمان آوردند و کردار نیکو انجام داده‌اند که ایشان را باغ¬های (بهشتی) که زیر درختان آن رودها روان است، هرگاه از میوه‌ةای آن روزی یابند، گویند: «این همان است که پیشترها از آن بهره‌مند بودیم و مانند آن (نعمتها) برایشان آورده شود و در آن¬جا همسران پاک دارند، و هم در آن¬جا جاویدان خواهند ماند.
پی¬نوشت

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

Back to Top

Golestan Quran
Template Design:Zand Group